گنجور

 
فیاض لاهیجی

ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد

که شمشیریم و بر اندام ما جوهر سپر باشد

امید زورقم خواهد گر انباری به دریایی

که در وی از خطر هر قطره دریای دگر باشد

به مطلب نارسایی‌ها مرا نزدیکتر دارد

که پس افتادة این کاروانی پیشتر باشد

چرا افتادگی معراج نبود سربلندی را؟

که کمتر را چو سنجی در حقیقت بیشتر باشد

محبت شکوة کس در قلم نتواند آوردن

هلاهل بر سر این خوان حسرت نیشکر باشد

مرا در خاک و خون می‌بینی و احوال می‌پرسی!

چرا از حال خود کس اینقدرها بی‌خبر باشد

برای مطلبی هر کس گذر در ورطه‌ها دارد

خطر در بحر می‌دانند و در آبش گهر باشد

درین معمورة وحشت ندیدم گوشة امنی

مگر امنیتی در زیر دیوار خطر باشد

رفیقان را به هم شرطست در ره متفّق بودن

از آن با خضر نتوانست موسی همسفر باشد

ندارد تاب حمل نامة پرشکوة عاشق

مگر مرغی که چون پروانه خصم بال و پر باشد

نکردی شعله وش انداز بال افشانی فیّاض

چو اخگر مردة خاکستری، خاکت به سر باشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

دل من چون صدف باشد‌، خیال دوست دُر باشد

کنون من هم نمی‌گنجم‌، کز او این خانه پر باشد

ز شیرینی‌ِ حدیثش‌ شب‌، شکافیده‌ست جان را لب

عجب دارم که می‌گوید‌؟ حدیث حق مر باشد

غذاها از برون آید‌، غذای عاشق از باطن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

من آزاد آمدم زان دوست کز دشمن بتر باشد

به ظاهر معتبر گوید به باطن مختصر باشد

حضور و غیبتِ یاران مخلص مختلف نبود

حذر اولاتر از یاری که در غیبت دگر باشد

نه از بی دانشی بود این که دشمن دوست دانستم

[...]

امیرخسرو دهلوی

مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد

خجسته طالعی کان ماه را بر ما گذر باشد

گرت بیند کسی کز زندگی دل خبر دارد

عجب نبود، اگر تا زنده باشد بی خبر باشد

نظر از دور در جانان بدان ماند که کافر را

[...]

کمال خجندی

گرفتار سر زلفت کجا در بند سر باشد

زهی با بسته سودا که از سر باخبر باشد

کسی کز قامت جانان به طوبی سر فرود آرد

دراز اندیشه خوانندش ولی کوته نظر باشد

مرا سریست با مهرت که آن دیگر نخواهد شد

[...]

نظیری نیشابوری

دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد

بسی آسود شستم این خدنگم کارگر باشد

اگر دزدیده دیدن ها نباشد بهر پاس دل

محبت از تغافل های بیجا در خطر باشد

دلم تا خو به آسایش نگیرد روز خرسندی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه