ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
ز رنگ شعله دانستم که بیم خوی او دارد
گمان داری که آزادند نزدیکان او؟ نه نه
گرهبند قبا پیوسته در پهلوی او دارد
نگه در دیده میدزدم که دارد عکس او در بر
نفس در سینه میپیچم که بوی موی او دارد
نمیبیند ز شرم عکس در آیینه هم گاهی
دل عاشق مگر آیینهای بر روی او دارد!
چرا قفل گره در زنگ دارد خاطر فیّاض؟
کلید یک جهان دل گوشة ابروی او دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عمق غم و درد عشق اشاره میکند. او میگوید که دلش به غم عشق بسته است و روزگارش تحت تأثیر این غم رنگ و حالی ندارد. او تاکید میکند که هیچکس نمیتواند حال او را درک کند، چرا که او دلی شکسته و جانی خسته دارد. شاعر همچنین از درد و نالهاش سخن میگوید و میافزاید که حتی در باغ زندگی، هر چه زیباست، از داغ عشق او نشأت گرفته است. بهطور کلی، این اشعار نمادی از ناامیدی و غمهای عمیق ناشی از عشق هستند.
هوش مصنوعی: از حالت غنچه متوجه شدم که او از شرم صورتش خجالت میکشد و از رنگ شعله فهمیدم که در درونش ترس و اضطراب وجود دارد.
هوش مصنوعی: تو گمان میکنی که نزدیکان او آزاد هستند؟ نه، آنها همواره با یکدیگر پیوندی محکم دارند و از هم جدا نمیشوند.
هوش مصنوعی: با دقت به چشمانم نگاه میکنم تا تصویری از او را ببینم. در درونم نفس میکشم و بوی موی او را حس میکنم.
هوش مصنوعی: دل عاشق گاهی به خاطر شرم، نمیتواند خود را در آینه ببیند، مگر اینکه آینهای بر روی معشوقش وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: چرا در قفل دل، زنگی وجود دارد؟ زیرا کلید دستیابی به تمام عشقها و احساسات، در گوشه ابروی او نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.