گنجور

 
فیاض لاهیجی

هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است

آشفتگی گلی است که مخصوص سنبل است

ناز بهار چند کشم از برای گل

فصل خزان خوشست که هر برگ او گل است

مخصوص ماست از نگه کنج چشم یار

نازی که دست پرور چندین تغافل است

مرهم‌پذیر کی شود از ترّهات زاغ

داغ دلم که تازه ز آواز بلبل است

گشتیم بر حواشی خط دقتی نداشت

پیچیدگی نتیجة زلفست و کاکل است

موسیِّ ما تمنّی دیدار می‌کند

آماده باش طور که وقت تزلزل است

تشبیه دل به مشت گل کعبه کی رواست

فیّاض هان خموش که جای تأمّل است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

بر گل مل آر خیز که وقت گل و مل است

گل عاشق مل است که مل قصه گل است

اکنون چرای آهو در دشت سنبل است

بر شاخ ها ز بلبل پیوسته غلغل است

امیر معزی

ای سروری‌ که قول تو چون وحی منزل است

کارت چون معجزات رسولان مُرسَل است

عالی دو آیت است علا و بها بهم

در شان دین و دولت تو هر دو منزل است

هر روز بر دوام دهد آفتاب نور

[...]

سراج قمری

در پیش من ز بهر طرب کوزهٔ مل است

و این هردو دست کردهٔ آهل در آمل است

گاهی حدیث من ز غزل‌های قمری است

گاهی سماع من ز نواهای بلبل است

گاهی ز بوی باده، در این دست عنبر است

[...]

اثیر اخسیکتی

لفظ الهی از ره اطلاق مشکل است

اینجا دگر نه معنی لاهوت حاصل است

همام تبریزی

مشتاب ساربان که مرا پای در گل است

در گردنم ز حلقه زلفش سلاسل است

تعجیل می‌کنی تو و پایم نمی‌رود

بیرون شدن ز منزل اصحاب مشکل است

شیرینی وصال چو بی‌تلخی فراق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه