تا به روی تو در غمکدة من بازست
به تماشای تو تا دیدة روزن بازست
در و دیوار چمن بر رخ من میخندد
من به این خوش که به رویم در گلشن بازست
بسته شد بیتو به حسرت همگی راه حواس
جز ره گوش که بر نغمة شیون بازست
بیتو هر چیز که در دل گذرد جان گزدم
چارجانب در این خانه به دشمن بازست
پا مکش از دم شمشیر شهادت فیّاض
که به اقلیم فنا این ره روشن بازست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلتنگی و غم ناشی از دوری معشوق میگوید و به تأثیر عمیق حضور او بر زندگیاش اشاره میکند. غمکده او به خاطر غیبت معشوق شاداب نیست، اما وجود او به زندگیاش روشنی و زیبایی میبخشد. شاعر با احساس حسرت و درد از فراق او یاد میکند و نیستی و فنا را بهعنوان واقعیتی اجتنابناپذیر میبیند. در پایان، با هشدار به خود که از مسیر شهادت دور نشود، بر ادامهی این عشق و راه روشن تأکید میکند.
هوش مصنوعی: در غمگینی من، چهرهات به من امید میدهد و من تا وقتی که چشمانم به تماشای تو باز باشد، در این حالت میمانم.
هوش مصنوعی: در و دیوار باغ به من میخندند، اما من خوشحال هستم که در این باغ سرسبز و زیبا برای من باز است.
هوش مصنوعی: بواسطه نبودن تو، تمامی راههای حواس به حسرت بسته شده است، فقط گوش من هنوز به صدای شیون و درد باز است.
هوش مصنوعی: بدون تو هر چیزی که در دل بگذرد، مانند زهر جانسوزی است. چه کسی در این خانه میتواند با دشمنی برخورد کند؟
هوش مصنوعی: پایت را از دم شمشیر شجاعت و فداکاری برندار، زیرا این مسیر به دنیای فنا و عدم، روشن و مشخص است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
به تماشای جمالت مژه من بازست
پیش مرغان گرفتار، خموشی کفرست
لب نبندم ز فغان تا ره شیون بازست
به تمنای غباری ز درت چون سایل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.