چو موج بر سر آبیم و حال سخت خرابست
خوشا امید جگر تشنهای که محو سرابست
بگو به ساقی گلرخ که خون شیشه بگیرد
که از حرارت می در میان آتش و آبست
اگر تو رخ بگشایی دلم چو گل بگشاید
بیا که رشتة کارم گره به بند نقابست
حدیث شوق ترا خامه سرسری ننویسد
که رقعهؤاری ازین مایة هزار کتابست
درآ به میکده فیّاض انتظار چه داری
که دیده پُرنم اشک است و جام پُر ز شرابست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حالت دل و احساسات عاشقانه خود میپردازد. او به بزم و میخانه اشاره میکند و میگوید که اگرچه دلش درگیر درد و رنج است، اما با یک جرعه خمری که مینوشد، میتواند لحظهای از این دردها رهایی یابد. شاعر احساسات متناقضی را تجربه میکند و در عین سردرگمی، به امید وصالی که به جدایی ختم میشود، اشاره دارد. او زیبایی و جذابیت معشوق را با پیچش موی او مقایسه کرده و میگوید که این زیبایی همواره تنش را به تب و تاب میاندازد. در کل، شعر به تعبیری غمگین و در عین حال عاشقانه است که پر از تضادهای عاطفی است.
هوش مصنوعی: ما مانند موجی هستیم که بر روی آب حرکت میکنیم و وضعیتمان به شدت خراب است. اما خوشحالیم از امیدی که مانند امید یک تشنه است به آب، حتی اگر آن آب سراب باشد و در واقع وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: به ساقی با چهره گلگون بگو که شیشهای از خون بگیرد؛ زیرا که می، در گرما و شدت آتش و آب، در حال جوشیدن است.
هوش مصنوعی: اگر تو چهرهات را نمایان کنی، دلم مثل گلی که شکفته میشود، باز خواهد شد. بیا که حال و روز من به این بستگی دارد که تو نقابت را برنداری.
هوش مصنوعی: حس و حال اشتیاق تو را به سادگی نمیتوان نوشت، چون نامهای که در بر دارندهٔ معانی عمیق و ارزشمند هزاران کتاب است.
هوش مصنوعی: به میکده برو و از نعمتهای آن بهرهمند شو، چرا که در چشمانم اشک وجود دارد و جام من پر از شراب است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.