گنجور

 
فصیحی هروی

ای آصف جم قدر که حسن گهر تو

مشاطه دوشیزه هر معدن و کانست

چون آینه دیده تو یکرویی و یکدل

کلک تو ندانم ز چه معنی دوزبانست

نی‌نی چو تو‌یی ضامن ارزاق بد و نیک

این واهب روزی دو زبان از پی آنست

گر خود نه چنین‌ست چرا بر ورق نظم

خوناب معانی ز رگ لفظ روانست

سنگی که به من تحفه فرستاد به جایت

گویی که مرا تیزگر تیغ زبانست

این سنگ فسان نیست مرا درخور زیراک

مجنون ترا تیزی شمشیر زبانست

تیغ اجل خصم ترا تیز سزا نیست

کان را دل سخت ملک‌الموت فسانست

این خشک رگ از زشتی چون ساعد مرگ‌ست

اما چو ز دست تو رگ و ریشه جانست

بی باد دم تیغ تمامش به هوا رفت

این سنگ سبک روح مگر ریگ روانست

از نرمی جوهر چو زر دست فشارست

هم نزد تو نیکوست که میراث کسانست

گردد ز لبم باز سوی سینه دعایت

کاین گوهر شب تاب چراغ دل کانست

تا هست به میزان خرد جهل سبک سنگ

دانم که ترا کفه اقبال گرانست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

الْمِنَّةُ لِلّٰه که این ماهِ خزانست

ماهِ شُدن و آمدنِ راهِ رَزانست

از بسکه درین راهِ رز انگور کشانند

این راهِ رَز ایدون چو رهِ کاهکَشانست

چون قُوسِ قُزَح برگِ رَزان رنگ‌به‌رنگند

[...]

مسعود سعد سلمان

هجران تو ای شهره صنم باد خزانست

کاین روی من از هجر تو چون برگ رزانست

در طبع نشاطم طمع وصل چنانست

در باغ دلم باد فراق تو همانست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سنایی

رازی ز ازل در دل عشاق نهانست

زان راز خبر یافت کسی را که عیانست

او را ز پس پردهٔ اغیار دوم نیست

زان مثل ندارد که شهنشاه جهانست

گویند ازین میدان آن را که درآمد

[...]

وطواط

صدر ثقة الدین کنف خلق جهانست

خاک دراو کعبهٔ اشراف زمانست

آراسته از طالع او روی سپهرست

افروخته از طلعت او صحن جهانست

در خدمت او تقویت خرد و بزرگست

[...]

فلکی شروانی

ای دیده در آن شکل و شمایل نظری کن

گر زآنکه تو را آرزوی دیدن جانست

روئیست در آن چشم جهانی متحیر

زلفی که پریشانی احوال جهانست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه