حبذا جوهری که چون غم دوست
نوشداروی جمله علتهاست
عرض او که جوهر اولیست
هر موالید را ابوالاباست
خرد آموز و جاندهست ولیک
زنده بی جان و بی خرد داناست
بی بصر همچو شخص عقل ولیک
دیده بخردان از آن بیناست
بی زبان لیک بر در نطقش
معجز عیسوی کمینه گداست
نیست صرصر ولیک جنبش او
موج فرمای بحرهای عطاست
خضر نبود ولیک در ظلمات
سوی آب حیات راهنماست
دو زبانستو طرفه آنکه بود
سخنش همچو طبع صاحب راست
آصف جم نشان قوامالدین
آنکه دستور ملک بار خداست
نفی و اثبات کفر و ایمان را
تیغ او لا و کلک او الاست
جاه او طرفه عالمیست که چرخ
اندرو همچو قطره دریاست
کلک و تیغش دروست مرگ و حیات
لطف و قهرش درو صباح و مساست
معجز بخت اوست آن که عدو
خام مغز اندر آتش سوداست
آصفا صاحبا خداوندا
ای که جود تو چون بی همتاست
غنچه گلستان وعده تو
کایمن از رنگ کذب و بوی خطاست
اندرین نوبهار اگر نشکفت
گنه مهرگان طالع ماست
برقع از روی راز برفکنم
گرچه این نوعروس نازیباست
بنده را اسبکی که گفتستی
گرنه آن هم طویله عنقاست
پس بگو ای جنیبت تو سپهر
جای این غیرت براق کجاست
یا به شیر سپهر هم بیشهست
یا به گاو زمین به یک صحراست
اندرین مرغزار پیدا نیست
پی آن یا زمانه نابیناست
یا ازین بادپا همین نامیست
یا خود این برق بادوش بیپاست
یا که بر آخور بنات النعش
بسته بر میخ قطب پا برجاست
چشم بر کاه خرمن ماهست
دیده حرص با جو جوزاست
یا برون زین جهان چراگاهیست
کش کمیت عدم حریف چراست
کهنه شد صد جل و فساد هنوز
او علفخوار مرغزار فناست
قلما پر مگوی از آن اندیش
که بگویندت این چه هرزهدراست
تو و گستاخی چنین هیهات
از تو کاری که لایقست دعاست
تا که اصحاب وعده را هر روز
چشم امید بر ره فرداست
همه را یک به یک وفا بکناد
با تو هر وعدهای که دولت راست
آسمان باد حلقه در تو
عشق تا حلقه در دلهاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ ارزش و مقام بالای «عشق» و «خدا» است. سخن از جوهر و طبیعت عشق به میان میآید که شفا دهندهٔ تمام دردها و غمها است. عشق به عنوان یک نیرو و منبع خرد و زندگی توصیف میشود، با اینکه در عین حال بیجان و بیخود است. تأثیر عشق همچون حرکت دریاست و راهنمای انسان به سوی حیات واقعی است.
شاعر به اهمیت دین و ایمان اشاره میکند و وجود عشق را همچون معجزهای میداند که قدرت تغییر و تحول دارد. همچنین به خاصیت عطا و بزرگواری اشاره کرده و با آهنگی از انتظار، به وعدههای الهی اشاره میکند که در روزهای آینده محقق خواهد شد.
در پایان، شاعر به جایگاه عشق در دلها و تأثیر آن بر زندگی انسانی تأکید میکند و یادآور میشود که در دنیای امروز، عشق به حقیقت و خدا میتواند کانون امید و آرزوها باشد.
هوش مصنوعی: چه خوب است که جواهری وجود داشته باشد که مانند غم عشق، دارویی برای همه دردها باشد.
هوش مصنوعی: او میگوید که اصل و جوهر اصلی هر موجودی در واقع مانند پدر آن موجود است.
هوش مصنوعی: خرد میآموزد و زندگی میبخشد، اما بدان که برخی وجود دارند که بیجان و بیخرد هستند و همچنان آگاهی دارند.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد ممکن است بینش و درک عمیق نداشته باشند، اما کسانی که خردمندند، توانایی شناخت و دیدن واقعیتها را دارند.
هوش مصنوعی: با اینکه او زبان ندارد، اما قدرت بیانش چنان است که شگفتیهایی مانند معجزات عیسی را به نمایش میگذارد و او در واقع یک گداست.
هوش مصنوعی: باد سردی نیست، اما حرکت او موجی از نعمتهای دریای گستردهای است.
هوش مصنوعی: در تاریکیها و دشواریها، کسی وجود دارد که ما را به سمت آب حیات و نجات هدایت میکند، حتی اگر به ظاهر نباشد.
هوش مصنوعی: دو زباندار واقعی کسی است که گفتارش مانند روح و ویژگیهای درونی او باشد.
هوش مصنوعی: آصف جم، نماینده و نشاندهنده قوامالدین است؛ کسی که مدیریت و رهبری کشور را به دست دارد و مسئولیتهای مهمی را بر عهده دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تنها خداوند است که میتواند کفر و ایمان را تعیین کند و این امر به اراده و قدرت او وابسته است. اوست که میتواند به راحتی حق و باطل را از هم جدا کند.
هوش مصنوعی: مقام و عظمت او به قدری است که در میان این دنیا، مانند قطرهای در دریایی است که بر گرد کرهی زمین میچرخد.
هوش مصنوعی: قلم و شمشیرش نشانههای مرگ و زندگی هستند؛ مهربانی و خشم او در صبح و شب حاضر است.
هوش مصنوعی: بخت و اقبال او به آن اندازه قوی است که دشمنش، با وجود نادانی و ناآگاهی، در آتش و خطر قرار دارد.
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، که سخاوت و بخشش تو بینظیر و بدون_compare است، تو را به عنوان بهترین و حامیترین دوست میشناسم.
هوش مصنوعی: غنچهای که در باغ گلستان منتظر وعده توست، در پی رنگ دروغ و بوی گمراهکننده نیست.
هوش مصنوعی: در این بهار نو، اگر گلها نرویند، تقصیر از طلوع مهرگان است که به ما مربوط میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه این عروس زیبا نیست، ولی من حجاب راز را از رویش برمیدارم.
هوش مصنوعی: بندهای که از توی خودت صحبت میکند، باید بداند که آن نیز مانند اسب مجازی است؛ چون در حقیقت وجود ندارد و چیزی بیش از یک توهم نیست.
هوش مصنوعی: پس بگو ای جانم، جایگاه غیرت و شرافت در این دنیا کجاست که به این بلندی و زیبایی برسد؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که یا آسمان به اندازهی بزرگی و قدرت خود مانند شیر است یا زمین به عظمت گاو، و در نهایت هر دو به یک سطح و مکانی مشترک اشاره دارند.
هوش مصنوعی: در این عرصهی طبیعت، نشانی از هدف یا زمان وجود ندارد، یا شاید دنیا خود را به شکلکور درآورده است.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف پدیدهای طبیعی اشاره دارد که میتواند به دو شکل مختلف تعبیر شود. احتمالاً این پدیده یا ناشی از نیروی باد است که باعث به وجود آمدن این صدا یا احساس میشود، یا اینکه خود این صدا به دلیل وجود برقی در هواست که به صورت ناخودآگاه حس میشود. در واقع، شاعر در اینجا به نوعی دوگانگی و ابهام در مورد منبع این احساس شعر میکشد.
هوش مصنوعی: یا اینکه بر دندانههای ستارهای که به نام "بنات النعش" شناخته میشود، محکم به دقت بسته شده و در جای خود ثابت و پابرجا ایستاده است.
هوش مصنوعی: چشم بر روی کاه خرمن به ماه مینگرد، در حالی که حرص و طمع او برای دانههای جو و جوز وجود دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که این دنیا یا جایی دیگر وجود دارد که در آن، عدم و نیستی نمیتواند رقیبی برای موجودیت باشد. به عبارتی دیگر، در جایی فراتر از این دنیا، هیچ چیز نمیتواند به عنوان دشمن یا رقیب وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در حالی که چیزهای قدیمی و ناپایداری مانند زبالهها از بین رفتهاند، هنوز فساد و آسیبپذیری وجود دارد و به نوعی اشاره به نابودی و زوال چیزها دارد. همچنین به موجوداتی که از منابع طبیعی استفاده میکنند و به نوعی در چرخه زندگی و مرگ قرار دارند اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از هر نوع فکر و نظری که به نظر بیمعنی میرسد، به دیگران چیزی نگو؛ زیرا ممکن است تو را به خاطر آن قضاوت کنند و بیفایدهاش بدانند.
هوش مصنوعی: تو با این جسارت، چطور از تو انتظار کارهای بزرگ داشته باشم؟ تنها چیزی که برایت مناسب است دعا کردن است.
هوش مصنوعی: دوستان و همراهان هر روز با امید به آینده و آمدن وعدهها منتظر هستند.
هوش مصنوعی: همه را به طور جداگانه و به تدریج به وعدههای خود عمل کن، و با تو هر وعدهای که خوشبختی دارد، درست و صحیح است.
هوش مصنوعی: عشق مانند حلقهای در دلها وجود دارد که آسمان به آرامی آن را در بر گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گرچه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند؟
[...]
من ندانم که عاشقی چه بلاست
هر بلایی که هست عاشق راست
زرد و خمیده گشتم از غم عشق
دو رخ لعل فام و قامت راست
کاشکی دل نبودیم که مرا
[...]
بسرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گرچه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند؟
[...]
هر چه دور از خرد همه بند است
این سخن مایهٔ خردمند است
کارها را بکشی کرد خرد
بر ره ناسزا نه خرسند است
دل مپیوند تا نشاید بود
[...]
بسرای سپنج مهمان را
دل نهادن بممسکی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گرچه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.