درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
ناز اعجاز مسیحا برنتابد بیش ازین
یک جهان لذت چکد از هر سر مژگان من
چون کنم چشم تماشا برنتابد بیش ازین
پای در دامان صحرا پیچ همچون گردباد
دامن جان زحمت پا برنتابد بیش ازین
زین سپس گو لاله چون گل داغ غم بر سینه دزد
ناله فرضست و صحرا برنتابد بیش ازین
بلبلا هر موی تو نالانست باری خود منال
گوش گل فریاد و غوغا برنتابد بیش ازین
بگسلد گر زلف او از بار جانها دور نیست
رشته جان تاب سودا برنتابد بیش ازین
نامه طاعت شهیدان ترا آهی بس است
کفه میزان فردا برنتابد بیش ازین
در چمن آیید اما جانب گل منگرید
زخم غیرت بلبل ما برنتابد بیش ازین
بوی پیراهن فصیحی میرسد از خود مرو
غیرت عشق زلیخا برنتابد بیش ازین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عشق و جدایی پرداخته است. شاعر احساس میکند که درد و ننگی که بهواسطهی عشق به او رسیده است، دیگر قابل تحمل نیست. او از زیبایی و ناز طرف مقابلش سخن میگوید و به شدت از عدم توانایی در تحمل این درد شکایت دارد. شاعر تمثیل میآورد که دلش مانند یک گل داغ دیده، ناله و زاری میکند و به صفای عشق اشاره میکند که دیگر توانایی تحمل زخمهای عشق را ندارد. او به کیفیت عشق و غمهایی که در پی آن است میپردازد و بیان میکند که هر لحظه بیشتر از قبل احساس درد میکند. در نهایت، با اشاره به غیرت و عشق، از کلماتی استفاده میکند که نشاندهندهی شدت احساسات او نسبت به معشوقش است و به نوعی خواهان تسکین دردهای خود میباشد.
هوش مصنوعی: درد و رنج ما درمانی ندارد و نمیتواند بیشتر از این تحمل کند. زیبایی و لطافت اعجاز مسیحا نیز دیگر برای ما کافی نیست.
هوش مصنوعی: چشمهای من هر وقت باز میشوند، دنیایی از لذت را به وجود میآورند. اما اگر چشمم را به تماشای زیباییها بگشایم، دیگر نمیتوانم بیش از این تحمل کنم.
هوش مصنوعی: پایم را در دامن صحرا میگذارم و مانند گردباد دامن جانم را برمیافرازم و بیشتر از این، تحمل زحمت ندارم.
هوش مصنوعی: از این پس باید گل لاله را چون گلی غمگین بدانیم که سینهاش داغ درد را حس میکند. این درد و ناله بیشتر از این در دل صحرا نمیتواند تاب بیاورد.
هوش مصنوعی: هر موی تو چون بلبل ناله میکند، پس دیگر من ناله نکن. گوش گل نمیتواند بیشتر از این صدای ناله و فریاد را تحمل کند.
هوش مصنوعی: اگر زلف او از ما جدا شود، دور از جانها نخواهد بود، زیرا رشته جان نمیتواند بیش از این بار سنگین عشق را تحمل کند.
هوش مصنوعی: نامهای که از اطاعت و فرمانبری شهیدان در دست داری، برای تو کافی است؛ چرا که روز قیامت، کفه ترازوی اعمالت بیش از این بار نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به باغ بیایید، اما به گل من توجه نکنید؛ زیرا دلخوری و غیرت بلبل ما دیگر این زخم را تحمل نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: بوی پیراهن فصیحی به مشام میرسد و این نشاندهنده زیبایی و لطافت عشق است. غیرت عشق زلیخا دیگر نمیتواند بیشتر از این تحمیل شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آتش دوری دل ما بر نتابد بیش ازین
داغ هجران جان تنها برنتابد بیش ازین
تن که چون مونی شد از غم چنده بنمایم بدوست
زحمت مو چشم بینا برنتابد بیش ازین
پیش بار سرو بالا آفتاب و ماه را
[...]
عشق ما را ظرف دنیا برنتابد بیش ازین
درد ما را کوه و صحرا برنتابد بیش ازین
مابه جای توشه دل برداشتیم از هر چه هست
بار سنگین راه عقبی برنتابد بیش ازین
بر سر شوریده مغزان گل گرانی می کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.