شب که غمهای ترا پردهنشین میکردم
از تبسم لب زخمی شکرین میکردم
هجر میسوخت دلم را و من از دیده خویش
نظری در خور آن روی گزین میکردم
گرد اوراق پریشان نفس میگشتم
انتخاب نفس بازپسین میکردم
سجده میریخت ز سر تا قدمم در ره دوست
همه را چیده ز ره بار جبین میکردم
دوش تقلید جرس کردم و صد قافله سوخت
وای اگر ناله پریشانتر ازین میکردم
کشور درد فصیحی همه از من میبود
ناله را چون دل اگر نقش نگین میکردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساسات عمیق و غمگینی را به تصویر میکشد. شاعر در شبهایی که غمهایش او را احاطه کرده، سعی میکند با لبخندهای دلنشین راهی برای آرامش پیدا کند. او از عشق و جدایی رنج میبرد و در تلاش است تا زیبایی را در لحظات تلخ زندگیاش بیابد. با احساساتی چون عبادت و تقدیر از دوست، به یادآوری دردها و فقدانها میپردازد و در نهایت میگوید که اگر بتواند، نالههایش را به کلمههایی تبدیل میکند که به زیبایی و عمق دردش افزوده شود.
هوش مصنوعی: در شبهایی که غمهای تو را در دل خود مینوشتم و به زندگی رنگ غم میدادم، به خاطر لبهای زخمی و شیرین تو لبخندی میزدم که به من آرامش میبخشید.
هوش مصنوعی: دل من از غم جدایی میسوخت و من با چشمان خود نگاهی به آن چهره زیبا میانداختم.
هوش مصنوعی: در میان دفترهای آشفته و بینظم، به جستوجو و بررسی میپرداختم و در نهایت، انتخابهایی میکردم که برایم ارزشمند بودند.
هوش مصنوعی: در مسیر محبت و دوستی، از سر تا پا به سجده افتادم و به خاطر آن همه سرگذشت و سختیهایی که کشیدم، تمام زحمات و تلاشهایم را به خاطر دوستی و عشق به او فدای کردم.
هوش مصنوعی: شبی با صدای زنگ، خبر رسیدن قافلهها را اعلام کردم و در همین حین، قافلهای به آتش درآمد. کاش نالهام از این هم پریشانتر بود!
هوش مصنوعی: اگر دل من نقش نگین میداشت، همه دردهای این کشور را با نالهای واضح و رساتر از من میشنیدید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب که غمهای تو را پردهنشین میکردم
از تبسم لب زخمی نمکین میکردم
دوش بر خاک درت عرض جبین میکردم
وز جبین درخور آن، سجده گزین میکردم
گر خیال تو به آیینه گمان میبردم
در دل آینه، چون عکس، کمین میکردم
من چه دانم که مثنا نشود وصل تو، کاش
[...]
شب که در حسرت دیدار کمین میکردم
دو جهان یک نگه باز پسین میکردم
یاد ناسکه به وحشتکده عنقایی
ناله میشد همهگر نقش نگین میکردم
باد برد آن همه طاقت که به خاکستر ریخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.