عشق لؤلؤئیست شاهوار اما در قعر بحر جان بیکران جا میدارد اگر عاشق خواهد که شاهوار بر سریر عزت برآید و پادشاه کردار در بارگاه قربت درآید مثقلۀ طلببر پای وقت استوار باید کرد پس عزیمت آن دریای خونخوار باید کرد لباس هستی برباید انداخت و خود را مرده وار در باید انداخت تا آن لؤلؤ ثمین برآرد یا روزگار بر خود بسر آرد:
یا تاج وصال دوست بر سر بنهد
یا در ره جست و جوی او سر بنهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: عشق مانند لؤلؤی گرانبها است که در اعماق بحر جان انسان قرار دارد. برای آنکه این عشق ارزشمند به نمایش گذاشته شود و انسان به مقام عزت برسد، باید در تلاش و جستوجو باشد. عاشق باید از دنیای مادی خود دل بکند و خود را به طور کامل در راه عشق قربانی کند، تا شاید به وصال معشوق دست یابد یا شایستگی تاج محبت را به دست آورد.
هوش مصنوعی: عشق مانند یک لؤلؤ گرانبهاست که در عمق دریاچهای به نام جان انسانی پنهان شده است. اگر کسی بخواهد این عشق را به مقام و شرافت برساند و به درگاه قربت نزدیک شود، باید تلاش و استقامت لازم را به خرج دهد. برای این کار، او باید از خودگذشتگی کند و به نوعی خود را فراموش کند تا بتواند آن لؤلؤ ارزشمند را به دست آورد یا با گذر زمان به آن دست یابد.
هوش مصنوعی: یا اینکه بر سرم تاج رسیدن به دوست را بگذارند، یا اینکه در راه پیدا کردن او جانم را فدای عشق کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.