گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۰

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نگارینی که با ما می‌نپاید

به ما دلخستگان کی رخ نماید؟

بیا، ای بخت، تا بر خود بموییم

که از ما یار آرامی نماید

اگر جانم به لب آید عجب نیست

به حیله نیم جانی چند پاید؟

به نقد این لحظه جانی میکن ای دل

شب هجر است، تا فردا چه زاید؟

مگر روشن شود صبح امیدم

مگر خورشید از روزن برآید

دلم را از غم جان وا رهاند

مر از من زمانی در رباید

عراقی، بر درش امید در بند

که داند، بو که ناگه واگشاید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام