صاحب عادل جلال ملک و دین دستور شرق
ای ز رفعت خاک پایت افسر خورشید و ماه
نفثه المصدور خواهم عرضه کردن پیش تو
گرچه داند رای صاحب حال من بی اشتباه
بر بساط حضرتت چون رخ نهاد ابن یمین
داد بختش همچو فرزین جای در پهلوی شاه
از قضا اسبش چو خر اندر خلاب عجز ماند
ای گرفته قدرتت درماندگانرا در پناه
راه تا مقصد بپای پیل صد فرسنگ هست
چون کند اکنون پیاده در رکابت قطع راه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش صاحب عادل و حاکم بزرگ میپردازد و او را به عنوان کسی که در عرصه ملک و دین مقام بلندی دارد معرفی میکند. او از جایگاه والای این حاکم نسبت به خورشید و ماه سخن میگوید و به وجود نیکی و شفقت او نسبت به درماندگان اشاره میکند. شاعر با اشاره به سختیهای مسیر و چالشها، از حاکم میخواهد که به او کمک کند تا به هدفش برسد و بر این نکته تأکید میکند که در برابر عظمت حاکم، قدرتمندان قادر به نجات دیگران هستند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی میپردازد که دارای مقام و قدرت بالایی است و به نیکی و عدالت شهرت دارد. او به عنوان حاکم و رئیس، در زمینههای مذهبی و دنیوی تاثیرگذار است. از ویژگیهای او میتوان به بلندی و عظمت مقامش اشاره کرد که شبیه به تاجی است که بر روی سر خورشید و ماه قرار دارد. این تصویر به نوعی بیانگر جایگاه والای او در میان مردم و در زندگی اجتماعی است.
هوش مصنوعی: میخواهم احساسات درونیام را بیپرده برایت بیان کنم، هرچند که خودت به خوبی از حال و هوای من آگاهی داری و میدانی که همواره در افکار و تصمیماتم اشتباهی رخ نمیدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که ابن یمین در حضور تو نشسته است، خوشبختی اش مثل فرزین، در کنار شاه قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی، اسب او در حرکت مانند الاغی در باتلاق گرفتار شد و ناتوان ماند. ای کسی که قدرتت بر ناتوانان سایه افکنده، به آنها پناه بده.
هوش مصنوعی: راهی که تا مقصد باید پیموده شود، بسیار طولانی است، اما حالا تو باید با پای پیاده در کنار او حرکت کنی و این مسیر را طی کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه تیرست ای نموده تیره از روی تو ماه
می درین مه لعل روشن گردد ای مه می بخواه
وقت نعمتهاست لیکن نعمتی چون می مدان
جان بدین گفته که من گفتم گواه آید گواه
دل به می تازه ست تازه جان همی شادست شاد
[...]
صدهزاران سال میمون باد جشن مهرماه
بر شهنشاهی که دارد صدهزاران مهر وماه
بندگانش مهر و ماه اند وز فرخ طلعتش
روز ایشان هست فرختر ز جشن مهر ماه
یک تن است او از عدد وز نصرت و تایید هست
[...]
در سعادت همچنین آسوده بادی سال و ماه
از بزرگان و ز بزرگی مر ترا اقبال و جاه
هست دولت را اساس و هست ملت را پناه
حضرت خوارزمشاه و خدمت خوارزمشاه
خسرو عادل ، علاء دولت ، آن کز عدل اوست
هم خلایق را امان و هم شرایع را پناه
مسند خوارزمشاهی تا مسلم شود بدو
[...]
آنکه روی چرخ را زینت بانجم داد و ماه
داد ملک شرق را زینت بخیل شاه و شاه
شهریار شیردل خوارزمشاه آتسز که هست
در سر شمشیر او پیروزی دین الله
دولتی شاهی که بی کوشش سپهر از بهر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.