تاج فرق اهل دانش ای عروس فضل را
حلقه گوهر کش طبعت نکوتر پیرهن
وی ز رشک نفحه گلزار خلق فایحت
گل دریده هر سحری تا پای از سر پیرهن
آفتاب رأی تو چون سایه بر گیتی فکند
کرد نیلی از غم او ماه انور پیرهن
قطعه ئی نزد من آوردند کاندر لفظ او
بود معنی خوش نفس چون غنچه اندر پیرهن
قطعه ئی چون آب و دروی پیرهن کرده ردیف
می نترسیدی که گردد ناگهان تر پیرهن
پیرهن جستی ز من ایکاش بودی دسترس
تا چو شاخ اندر خزان پوشمت از زر پیرهن
کوشمالم باد بهره چون رباب از چنگ دهر
گر چو چنگم نیست الا پوست در بر پیرهن
نی مزاحست اینکه گفتم با یکی اندر زمان
بی توقف رو بسوی خدمتش بر پیرهن
پیرهن آورد و من در آب خجلت غرق از آن
چون فرستم پیش تو بی هیچ دیگر پیرهن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و فضیلت علم و دانش اشاره دارد و آن را با عروس فضل مقایسه میکند. شاعر به توصیف جواهرات و زیباییهای علم و فرهنگ پرداخته و میگوید که مانند گلی زیبا در عالم وجود دارد. همچنین، شاعر به تضاد احساسات و دردهایی که در زندگی تجربه میکند اشاره میکند و میگوید اگرچه دنیای سختی دارد، ولی زیباییهایی در آن وجود دارد که میتواند تسکیندهنده باشد. در نهایت، شاعر به دشواریهایی که در ابراز احساسات و ارتباط با دیگران دارد اشاره میکند و احساس خجالت و عدم توانایی در ارسال محبت و دوستیش را ابراز میکند.
هوش مصنوعی: تاجی که بر سر اهل علم و دانش است، تویی ای زیباترین فضیلت. گردنبند جواهرات، یعنی خصلت نیکو و خوب تو، زیباتر از هر پیراهنی است.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که زیبایی و عطر گلها در هر صبحی، به خاطر حسادت و شوق موجودات دیگر، گلها را وادار به شکفتن و پخش بوی خوش میکند. به نوعی، این میتواند نشاندهندهی تأثیر شگفتانگیز طبیعت و زیباییهای آن بر زندگی ما باشد.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید نظر تو را بر زمین میتاباند، غم او مانند سایهای بر همه جا میافتد و به این ترتیب، ماه روشن از غم او رنگ نیلی به خود میگیرد.
هوش مصنوعی: قطعهای به من دادند که با وجود ساده بودن کلماتش، معنایش بسیار زیبا و دلنشین بود، مانند غنچهای که داخل لباس قرار گرفته باشد.
هوش مصنوعی: قطعهای مانند آب است و درویشی که پیراهنش را به دقت مرتب کرده، میترسد که ناگهان پیچ و خم پیراهن به هم بخورد و نامنظم شود.
هوش مصنوعی: کاش میتوانستم پیراهنی به تو بدهم که با آن مانند شاخهای در فصل پاییز، با زری که بر آن دوخته شده، پوشیده شوی.
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم تا مانند یک ساز خوش صدا، از زندگی بهرهمند شوم. هرچند که اگر مانند چنگ، فقط لایهای از تن باشم، باز هم به پوشش خود ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: من به شوخی گفتم که با کسی در طول زمان بیوقفه، به سوی خدمتش بروم، انگار که نی از مزاح است.
هوش مصنوعی: یک پیراهن آورد و من در آب خجلت غرق شدم؛ حالا چطور میتوانم بی هیچ چیز دیگری، آن پیراهن را به تو پیشکش کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن
بر تن سیمین بران شد از عرق تر پیرهن
از عرق زد ماه کنعان غوطه ها در رود نیل
تا ز مستی چاک زد آن سیم پیکر پیرهن
از لطافت معنی نازک نمی آید به چشم
[...]
از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
برنتابد یوسف بوی ترا هر پیرهن
بیکسی اهل جهان را پرده پوش عیبهاست
در بر از گرد یتیمی کرده گوهر پیرهن
از لباس فقر کی نفعی شرارت پیشه راست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.