گنجور

 
ابن یمین

بر من سپهر کرده نعیم جهان حرام

از رشک گفته هام که سحری بود حلال

آبم نه در سبو و مرا دست نام و ننگ

دامن گرفته از پی نان دادن عیال

زینحالتی که دید عجبتر که تشنه لب

جان میدهیم بر طرف چشمه زلال

آنچشمه چیست حضرت شاهی که در جهان

بحریست همتش که بود موج آن نوال

سلطان نطام دولت و ملت که جود او

گوید جواب پیشتر از گفتن سئوال

منبعد نظم کار مفوض برای اوست

ز ابن یمین بس این که بیان کرد وصف حال

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

شاها هزار سال بعزّ اندرون بزی

وانگه هزار سال بملک اندون ببال

مسعود سعد سلمان

ای اختیار ایزد دادار ذوالجلال

تاج از تو با شرف شد و تخت از تو با جمال

مسعود شهریاری کز فر عدل تو

بر ملک روزگار چو نام تو شد به فال

کرده نهال جاه تو را دست مملکت

[...]

سوزنی سمرقندی

هست از سفال جامه سیکی برآمده

اندر سفال جامه سیکی بود حلال

نی نی نه نه نه نی نه نی نی به هیچ وقت

لا لا لا لا لل لا لا لا لا به هیچ حال

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
عراقی

توحید لایزال نیاید چو در مقال

روشن کنم ضمیر به توحید ذوالجلال

مولانا

ترجیع کن که آمد یک جام مال مال

جان نعره می‌زند که بیا چاشنی حلال

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه