گنجور

 
ابن یمین

در وصیت از بزرگان جهان

گفت دانائی بفرزند خلف

با کسی کن دوستی کو در دو حال

با تو باشد همچو گوهر در صدف

بر نگردد از تو چون گردی فقیر

صحبتت داند در آنحالت شرف

هم نخواهد چون ترا بیند غنی

تا شود مالت بآسانی تلف

ور کند گردون ترا در جاه ماه

با تو دارد چهره خود بی کلف

اینت کار خوب اگر گردد تمام

اینت یار نیک اگر آید به کف

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
وطواط

پادشاهی کوست ایمان را کنف

پادشاهان را به جاه او شرف

تاج دین، بوالفضل ، شاه نیمروز

ناصر اسلام، نصر بن خلف

اوست امروز آن خلف اندر هدی

[...]

خاقانی

صِدتُ فی بغدادَ ظَبیاً قَد اُلِف

صُدغُهُ جیمٌ و ذا قَدٍّ اَلِف

سر بیندازم به دستار از پِیَش

غاشیهٔ سوداش دارم بر کَتِف

هَل عَشَقتُم نار اصحابَ الهَوی

[...]

حکیم نزاری

چشمه های آب سرد از هر طرف

ناودان سبزه از جو چون صدف

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه