دوش نسیم سحر بادم مشک وز باد
نزد من آمد مرا مژده جانبخش داد
گفت که دارای ملک خسرو جمشید فر
آنکه مشید از اوست قاعده دین و داد
خسرو گردنکشان یحیی سلطان نشان
کز غم اعدای او شد دل احباب شاد
قاعده عدل را کرد ممهد چنانک
تا با بد در جهان رسم ستم بر فتاد
روی بهر سو که کرد رایتش از رأی او
لشکر دیگر شکست کشور دیگر گشاد
پرچم رایات فتح طره هرشام اوست
مطلع ارباب نصر غره هر بامداد
عقل بشاگردی رأی وی آمد از آنک
گشت بکار آمدی در همه فن اوستاد
در نظر اهل عقل با خبر عدل او
نیست جز افسانه ئی قصه پور قباد
کامروا خسروا درهمه باب از هنر
مادر دوران پسر مثل تو هرگز نزاد
دشمن اگر میزند با تو دم همسری
کیست که سیمرغ را باز نداند زخاد
دست ترا هر که داد بوسه چو انگشتری
بر سر اورنگ زر همچو نگین پا نهاد
گفته ابن یمین گر چه نیرزد بدان
کو بملامت دهد زحمت آن طبع راد
لیک ز پیرانه سر بخت جوان باید ار
آورد از وی برین گفته ضمیر تو یاد
زیر فلک تا بود هستی اشیا که هست
از مدد آتش و آب و ز خاک و ز باد
هر چه شود زین چهار منتظم اندر وجود
نیک و بد آن همه زیر نگین تو باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره خوشبختی و قدرت پادشاهی خسرو جمشید است. شاعر از نسیم صبح و مژدهای که به او داده میشود صحبت میکند و برتری و عدالت خسرو را ستایش میکند. خسرو به عنوان یک پادشاه عادل و شایسته معرفی میشود که موجب شادی و خوشحالی دلهای مردم شده است. لشکر او همیشه پیروز است و درخت عدل و داد را در دنیا ریشهدار کرده است. در این شعر همچنین به هنر و ویژگیهای خاص خسرو اشاره میشود و او را به عنوان فردی که در زمان خود نظیر ندارد توصیف میکند. در نهایت، شاعر به وجود چهار عنصر اصلی در جهان اشاره میکند و به نوعی پیام ضدیت با ظلم و استبداد را در لابهلای کلماتش میگنجاند.
هوش مصنوعی: دیروز صبح نسیم ملایمی با عطر خوش بادمجان به سمت من آمد و خبر خوشی به من داد که آرامشبخش بود.
هوش مصنوعی: گفت که صاحب سرزمین و سلطنت، خسرو جمشید است و اوست که اصول دین و عدالت را بنا نهاده است.
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و عظمت یحیی سلطان، دل دوستان از غم دشمنان او خوشحال شد.
هوش مصنوعی: بسط و گسترش عدالت به گونهای بود که باعث شد ظلم و ستم در دنیا رواج پیدا کند و مردم به خوبیها و بدیها توجهی نکنند.
هوش مصنوعی: هر جا که پرچم او برافراشته شود، با حکم و تدبیر او، لشکرهای دیگر نابود میشوند و سرزمینهای جدیدی فتح میگردند.
هوش مصنوعی: پرچم پیروزی در دست اوست و هر صبح این امر به همه نمایان میشود.
هوش مصنوعی: عقل او به مانند دستانش کارآمد شده است، چون در هر زمینهای که وارد شده، استاد و درخور توجه است.
هوش مصنوعی: در دید انسانهای خردمند و عاقل، خبر از عدل او تنها به شکل یک داستان یا افسانهای شبیه به روایت پور قباد (شخصیتی در داستانهای کهن) است و تنها به عنوان یک قصه به شمار میرود.
هوش مصنوعی: کسی که در همه زمینهها موفق است، در واقع همه چیز را از هنری که مادرش به او آموخته، به دست آورده و هیچ کس مانند تو در این عرصه به وجود نیامده است.
هوش مصنوعی: اگر دشمن با تو بر سر دوستی و مراوده صحبت کند، چه کسی است که نداند سیمرغ، پرندهای افسانهای و باارزش است و نمیتواند به سادگی مورد توجه قرار گیرد؟
هوش مصنوعی: هرکس که دست تو را ببوسد، مانند این است که بر نگین انگشتری که بر سر تخت زرین نشسته، پا نهاد.
هوش مصنوعی: ابن یمین میگوید اگرچه سخن او به اندازهای که باید، ارزش ندارد، اما کسی که به خاطر آن سخن او را سرزنش کند، زحمت و تلاشی که برای بیان نظر خود انجام داده، نشانهی نیکطبعی و بزرگواری اوست.
هوش مصنوعی: اما از دل و اندیشهی پیران باید یاد گرفت و به جوانان کمک کرد تا از بخت و نصیب خود بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در زیر آسمان موجودیت اشیا وجود دارد، این وجود نتیجه همکاری و تأثیر آتش، آب، خاک و باد است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این چهار عنصر به وجود آید، چه خوب و چه بد، همه زیر فرمان و کنترل تو خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی بس خرمست، میگیر از بامداد
داد زمانه بده کایزد داد تو داد
خواسته داری و ساز، بیغمیت هست باز
ایمنی و عز و ناز، فرخی و دین وداد
نیز چه خواهی دگر، خوش بزی و خوش بخور
[...]
چون به بنفشه ستان کز شب دیجور زاد
تازه سمن ها شکفت ار نفس بامداد
گویی هر زر و سیم که داشت در مغز دل
خاک به رخ برفشاند سنگ به دل در نهاد
از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد
از بر ما رفته بود روی به ما چون نهاد
بر دل من مهر بود مهر دلم چون شکست
بر دل من قفل بود قفل درم چونگشاد
داد من از دلبری است کاو ندهد داد من
[...]
دوست مرا رطل عشق تا خط بغداد داد
لاجرم از خط صبر کار برون اوفتاد
صبر هزیمت گرفت کز صف مژگان او
غمزه کمان درکشید، فتنه کمین برگشاد
عشق به اول مرا همچو گل از پای سود
[...]
آه که بار دگر آتش در من فتاد
وین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد
آه که دریای عشق بار دگر موج زد
وز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد
آه که جست آتشی خانه دل درگرفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.