چون فلک از آفتاب مشعله ئی درگرفت
عرصه آفاق را جمله در آذر گرفت
خسرو سیاره چون تیغ ضیا برکشید
لشکر ظلمت شکست کشور اختر گرفت
زر گر فطرت بلطف صنع خود اظهار کرد
قصر زمرد اساس در ورق زر گرفت
باز سفید فلک از افق اندر پرید
بیضه زاغ سیاه در کنف پر گرفت
تاجور نیمروز با علم زرنگار
از طرف باختر آمد و خاور گرفت
صبح مزین صفت از رخ رومی روز
طره زنگی شب بهر صفا بر گرفت
خنده ز خاصیت است صبح دوم را ازانک
در دهن از آفتاب قرص مزعفر گرفت
روز چو بر زد سر از جیب شب لاجورد
منظر فیروزه را در زر و زیور گرفت
دلبر من از در حجره در آمد بناز
مجلس من صد صفا از رخ چون خور گرفت
ابن یمین را نظر بر رخ او چون فتاد
زود ره گفتن این غزل تر گرفت
ماه رخا مهر تو باز دل از سر گرفت
خرم و شادان دلی کو چو تو دلبر گرفت
از دل و دین آگهی کی بود آنرا که او
جز خم ابروی او قبله دیگر گرفت
گر مه انور زند لاف صفا با رخت
اهل خرد را رسد بر مه انورگرفت
آزر بتگر بتی چون تو نیارست ساخت
بیشک از اینسو خلیل خرده بر آزر گرفت
گر چه جفا از توأم تلخ نیاید از انک
بر لب تو چون گذشت لذت شکر گرفت
لیک مکن بیش جور بر دل آنکو بجان
راه عبودیت شاه مظفر گرفت
شاه سکندر سریر تاج ملوک جهان
آنکه جهان سربسر همچو سکندر گرفت
آنکه بروز وغا کشتن اعداش را
در کف او برگ نی نیروی خنجر گرفت
پنجه عدلش چنان دست ستم تاب داد
کز اثر آن گوزن جای غضنفر گرفت
شاه فلک رغبت بندگی حضرتت
از پی کسب شرف در دل و در سر گرفت
بر در میمون او همچو دگر بندگان
خواست که بندد کمر راه دو پیکر گرفت
کامروا خسروا از حسد رأی تو
مهره مهر ستم گونه اصفر گرفت
حزم تو گاه درنگ عزم تو گاه شتاب
خجلت کهسار داد سرعت صرصر گرفت
کلک ترا میرسد دعوی معجز از انک
زو شبه بی بها قیمت گوهر گرفت
مثل تو در هیچ دور تاجوری کس ندید
تا شه سیاره این تخت مدور گرفت
تا بتو شد دل قوی هر که ازین پیشتر
پیرو بو جهل بود راه پیمبر گرفت
بنده بفرمان تو گفت مدیحی چنانک
منشی گردون از آن فایده بیمر گرفت
باد قبول تو بر شعر چو آبم وزید
بر صفت صیت تو عرصه کشور گرفت
گرچه لطیف جهان شمس زمین و زمان
زلف عروس ثنات پیش ز چاکر گرفت
لیک تو دانی نکو حال سخن خود بگو
تا که ردیف سخن کرد و نکوتر گرفت
توبه کنم از سخن گر کند اندر جهان
بر سخن من بحق هیچ سخنور گرفت
تا بود اندر جهان فاش که خیبر علی
بیمدد خالد و یاری قنبر گرفت
باد بدنیا و دین یاور تو روح آنک
کو سر عنتر برید قلعه خیبر گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف زیباییهای روز و تاثیر آن بر زندگی و دلهای عاشقان میپردازد. شاعر با تصویرسازیهای زیبا و نمادین، صبح را به عنوان نماد روشنایی و خوشبختی توصیف میکند و اوج آن را در حضور محبوبش میبیند. او به ویژگیهای خاص روز و تأثیر آن بر دلها و عقلها اشاره میکند و از قدرت عشق و خوشبختی ناشی از آن سخن میگوید. همچنین، شاعر با اشاره به تاریخ و داستانهای مشهور نظیر سکندر و علی، قدرت و عظمت عشق و ایمان را به تصویر میکشد.Overall، این شعر دعوی زیبایی و نیروی عشق و ارادت را به دنیا و محبوبش تجلی میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان درخششی شدید از خورشید گرفت، تمام زمین به آتش درآمد.
هوش مصنوعی: خسرو سیاره، مانند تیغی که تابش نورش را برمیکشید، لشکر ظلمت را شکست داد و سرزمین ستارهها را به دست آورد.
هوش مصنوعی: اگر فطرت با لطف خود خودش را نشان دهد، قصر زیبای زمرد که بر پایهای از طلا ساخته شده، رونق و جلوهای خاص خواهد داشت.
هوش مصنوعی: آسمان دوباره روشن و سفید شد و در این میان، تخم سیاه زاغ در کنار پرش قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در نیمروز، خورشید با نوری زرد و درخشان از سمت غرب ظاهر شد و تمام شرق را روشن کرد.
هوش مصنوعی: صبح با چهرهی زیبا و دلنشین رومیان آذین شده است و تار موی تیرهی شب برای زیبایی بیشتر در کنار آن قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: صبح دوم به خاطر خاصیت خندهای که دارد، به مانند آفتاب زعفرانی در دهانش میتابد.
هوش مصنوعی: زمانی که روز با روشنایی خود از دل شب بیرون آمد، زیبایی آسمان آبی را در زینت و جواهرات گرانبها در آغوش گرفت.
هوش مصنوعی: محبوب من با شکوه و زیبایی از در حجره وارد شد و جلوهگریاش مانند نور خورشید تمام مجلس را روشن کرد.
هوش مصنوعی: وقتی ابن یمین به چهره او نگاه کرد، به سرعت احساس کرد که باید غزلی بیافریند.
هوش مصنوعی: ماه چهره تو باعث شده که دل از فکر و نگرانی رها شود و خوشحال و شاداب است. دلی که مانند تو معشوقی را در آغوش بگیرد، چقدر خوشبخت است.
هوش مصنوعی: آگاه شدن از دل و ایمان کسی، زمانی ممکن است که او جز خم ابروی محبوبش به چیزی دیگر روی آورد.
هوش مصنوعی: اگر ماه تابناک زیباییهای خود را به رخ بکشد، اهل خرد و دانش به او نزدیک خواهند شد و از درخشندگیاش بهرهمند خواهند شد.
هوش مصنوعی: آزر نمیتوانست بتی همچون تو بسازد، بنابراین خلیل (ابراهیم) به او انتقاد کرد.
هوش مصنوعی: اگرچه از تو بدی و ستمی دیدهام، اما وقتی به لبخندت نگاه میکنم، تلخیها به خاطر لذت شیرینیاش فراموش میشوند.
هوش مصنوعی: اما بر دل کسی که به حقایق عبودیت پادشاهی دست یافته، سختی و ظلمی بیش از این روا مدار.
هوش مصنوعی: سکندر، پادشاهی است که بر تخت سلطنت نشسته و بر جهانی گسترده حکم میرانده است، او که دنیا را به گونهای در دست خود گرفته بود.
هوش مصنوعی: شخصی که در شرایط سخت و پرآشوب، توانسته است دشمنان خود را با تسلط و قدرتی که در دست دارد، شکست دهد و پیروز شود.
هوش مصنوعی: دست عدل او آنقدر قوی و مؤثر بود که ستم و ظلم را زیر پا گذاشت و باعث شد که یک گوزن در جای شیر وحشی قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: سلطان آسمان، به خاطر جستجوی مقام و بزرگی، در دل و فکر خود تمایل به خدمتگزاری تو را دارد.
هوش مصنوعی: در مقابل در میمون، او نیز مانند سایر بندگان خواست تا کمر خود را ببندد و راه دو تن را بگیرد.
هوش مصنوعی: کسانی که در زندگی موفق هستند، در واقع آسیبپذیرتر از دیگرانند، زیرا حسادت دیگران میتواند به آنها آسیب بزند. نظر و رأی تو به مانند دانهای است که بر زخم ستم مینشیند و رنگش زرد و پژمرده میشود.
هوش مصنوعی: حالت احتیاط تو در بعضی اوقات و اراده قویات در زمانهای دیگر باعث میشود که حتی کوهها هم تحت تأثیر احساس ناامیدی و فشار زمان قرار بگیرند.
هوش مصنوعی: قلم تو میتواند ادعای معجزه را به حقیقت بکشاند، از آنجایی که از تو، حقیقتی که بینظیر و گرانبهاست، استخراج میشود.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو را در هیچکجای این دنیا ندیدهام، تا آنجا که سلطان ستارهها این جایگاه گرد را به دست گرفت.
هوش مصنوعی: هر کس که تا به حال در جهل و نادانی بود، حالا که دلش به تو استوار شده، راه هدایت و حقیقت را خواهد پیمود.
هوش مصنوعی: من به خواست تو سخنانی زیبا و دلنشین میگویم، مانند آنکه نویسنده آسمان از آن بهرهمند شده است.
هوش مصنوعی: باد لطف تو بر شعر من همچون آب وزید و به واسطه ویژگیهای تو، نام و آوازهات در سرزمین وسیعی پخش شد.
هوش مصنوعی: اگرچه زیباییهای جهان مانند شمس (خورشید) در زمین و زمان است، اما زلفهای عروس زیبایی مدام به عنوان ناز و محبت، از چاکر (خدمتگزار) خود میگیرد.
هوش مصنوعی: اما تو خوب میدانی که حال من چگونه است. پس سخن خود را بگو تا بتوانیم در گفتوگو هماهنگتر و زیباتر پیش برویم.
هوش مصنوعی: اگر از گفتار خود پشیمان شوم، در حالی که در جهان هیچ گویندهای به حق، به سخن من اهمیت نمیدهد، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که در جهان شناخته شده است که علی (ع) در خیبر به کمک خالد آمده و قنبر را یاری کرده است.
هوش مصنوعی: این شعر به ما میگوید که در برابر چالشها و سختیهای زندگی، همواره باید استقامت داشت و به یاری دین و ایمان خود متکی بود. روح کمک و پشتیبانی که به ما در دستیابی به اهداف کمک میکند، عامل اصلی موفقیت ماست. در واقع، با ایمان و تلاش میتوانیم بر موانع غلبه کنیم، مانند کسی که با شجاعت و استقامت، قلعهای را فتح کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خه که دگر باره دل، درد تو در برگرفت
باز به پیرانه سر، عشق تو از سر گرفت
یار درآمد به کوی، شور برآمد ز شهر
عشق در آمد ز بام، عقل ره درگرفت
لعل تو یک خنده زد، مرده دلی زنده کرد
[...]
تا دل مجنون ما راه قلندر گرفت
هر چه نه لیلیش بود از همه دل برگرفت
سر به گریبان عشق برزد و مردانه وار
جان به میان برنهاد دامن دل برگرفت
عشق چو از کنج غیب راه کمین برگشاد
[...]
باد صبا چون نقاب از رخ گل برگرفت
بلبل مست از نشاط زمزمه از سر گرفت
مدحت گل میکند بلبل خوشگو ادا
گل صفتش میدهد بر کف از آن در گرفت
لاله بصورت شدست مجمره آتشین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.