آیا بود که باز ببینم جمال شاه
خرم شود بطلعت فرخنده فال شاه
آن بخت کو که سرمه کشم چشم خویش را
از خاک آستانه جاه و جلال شاه
آن دولت از کجا که مشرف کند اگر
بازم بلطف و حسن جواب و سئوال شاه
تا روز حشر کم نشود شادی دلم
گر من شبی بخواب ببینم جمال شاه
آیا درین سرای کهن باز نو شود
در حق من تواتر بر و نوال شاه
نی نی چو من پیاده ز اسب مراد خویش
فرزین صفت چگونه رسد در وصال شاه
هرگز ز چشم دل نرود تا ابد مرا
لطف شمایل خوش و حسن مقال شاه
آن فضل و آن هنر که بگاه سخنوری
از ناطقه سخن ببرد ارتجال شاه
شاه جهان نظیر ندارد چو عقل کل
در هر چه آن ستوده بود از خصال شاه
گردون مگر بدیده احول کند نگاه
با صد هزار دیده که بیند همال شاه
ایزد عنان خیر و شرمملکت نهاد
در دست بخت لم یزل و لایزال شاه
دولت ندیم باشد و فتح و ظفر قرین
در حالت سکون و گه ارتحال شاه
ناورد خلق را بوجود از عدم قضا
تا وعده شان نداد بمال و منال شاه
خاک وجود خصم هوای عدم کند
از تیغ آب پیکر آتش فعال شاه
خصم حرامزاده با جماع اهل عقل
کرده است خون خویش برغبت حلال شاه
شاه نجوم با سپه تیغ زن ز دور
لرزان بود چو نیزه بگاه قتال شاه
لاف فصاحت ار بزند نفس ناطقه
گنگ است گاه گفتن وصف کمال شاه
خورشید زیر سایه چترش همی رود
ز آنجا قیاس گیر که چونست حال شاه
شاها شکایتم ز فلک هست بیشمار
لیکن نگویم ار چه ز بیم ملال شاه
هر کز سکون نیافت دمی آتش دلم
تا دورم از خطاب چو آب زلال شاه
یا رب بود که باز علی رغم روزگار
خود را بفر دولت بی انتقال شاه
بینم بروز بار که استاده میکنم
در پیش تخت مدحت بی انتحال شاه
ابن یمین اگر چه مشقت بسی کشید
دور از جناب حضرت گردون مثال شاه
لیکن غم جهان نبود غیر خرمی
آن ساعت خجسته که بیند جمال شاه
تا صبح و شام و روز و شب و سال و مه بود
کار فلک مباد بجز امتثال شاه
بادا طلوع اختر اقبال و خرمی
در صبح و شام و روز و شب و ماه و سال شاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف شایستگیها و زیباییهای یک شاه را به تصویر میکشد. شاعر اشتیاق و longing خود را برای دیدن جمال و بزرگی شاه ابراز میکند و آرزو میکند که بخت و شانس بتوانند او را به محضر شاه برسانند. او به ستایش فضایل و هنرمندیهای شاه میپردازد و میگوید که هیچ کس نمیتواند نظیری برای او پیدا کند. شاعر همچنین با حسرت به مشکلات و دشواریهایی که در زندگیاش تجربه کرده، اشاره میکند و امیدوار است که روزی بتواند در حضور شاه قرار بگیرد و از زیباییهای او بهرهمند شود. در نهایت، او برای خوشبختی و سعادت شاه دعا میکند و بر این باور است که زندگی بدون پیروی از او معنایی ندارد.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است دوباره زیبایی و چهره خوشبختی شاه را ببینم؟
هوش مصنوعی: بختی که من دارم، مانند سرمهای است که بر چشمم میزنم و این چشم را به زیبایی و عظمت درگاه پادشاهی میسازد.
هوش مصنوعی: اگر آن مقام و ریاست به چه صورت میتواند به ما نظر کند، اگر که شاه با لطف و حسن به سوالات پاسخ ندهد و ما را مشرف نکند؟
هوش مصنوعی: تا روز محشر، شادی دلم تمام نشود اگر یک شب خواب جمال شاه را ببینم.
هوش مصنوعی: آیا در این دنیای قدیمی، دوباره برای من خوشبختی و نعمت فراوانی به وجود خواهد آمد؟
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است شخصی مانند من که از اسب آرزوی خود پایین آمده، به وصال شاهی با فرزین صفت برسد؟
هوش مصنوعی: هرگز زیبایی چهره و سخن شیرین تو از یادم نمیرود و همیشه در دل من باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: فضیلت و هنری که در زمان سخن گفتن به وضوح بر زبان گویا میآید، همانند حقیقتی است که مانند یک پادشاه بر دیگر موارد حاکم است.
هوش مصنوعی: پادشاه جهان بینظیر است، مانند عقل کل که در هر چیزی که ستوده میشود، خصایص شاه را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: آیا آسمان به چشم نابینایی نگاه میکند که با هزاران چشم ببیند و ملک را مشاهده کند؟
هوش مصنوعی: خداوند سرنوشت خوب و بد را به دست شانس و تقدیر سپرده است و این تقدیر همیشه بر پا و برقرار خواهد بود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در زمان آرامش و صلح، پیروزی و موفقیت میتواند به آسانی به دست آید. همچنین اشاره به این دارد که در دورانی که پادشاه در حال تغییر یا انتقال است، میتوان امید به موفقیت و خوشبختی داشت.
هوش مصنوعی: خداوند انسانها را از هیچ خلق کرد و تا زمانی که به آنها وعدهای در مورد مال و ثروت نداد، آنها را به حال خود رها کرد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وجود دشمن، به خاطر ویژگیهایش، خاصیت عدم و نابودی را به وجود میآورد. در این میان، تیغ آب به عنوان نمادی از قدرت و اثرگذاری، باعث میشود که آتش، که نمایانگر نیرو و انرژی است، فعال و زنده بماند. به عبارت دیگر، وجود دشمن نیروهای قوی و حرکتی را در برابر چالشها تحریک میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دشمنی که از دنیای ناپاک و نامشروع برمیخیزد، با استفاده از عقل و درک، خون خود را به حلالی و با رغبت به شاه و موضوعات مقدس تقدیم کرده است. در واقع به نوعی اشاره به این دارد که در شرایطی که ارزشها و اصول به خطر میافتند، افراد ناباب به دنبال منافع خود میروند.
هوش مصنوعی: شاه نجوم با شمشیری در دست و سپاهش از دور لرزان بود، همچون نیزهای که در زمان نبرد تکان میخورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به سخنوری خود boast و خود را فضیلتمند نشان دهد، در واقع جز ناتوانی در بیان حقیقت ندارد. بعضی اوقات وصف و توصیف کمالات یک پادشاه میتواند به قدری دشوار باشد که حتی زبان گویا نیز نمیتواند آن را به خوبی بیان کند.
هوش مصنوعی: خورشید در زیر سایه چترش به سمت دیگری حرکت میکند. این را بخوان و در نظر بگیر که حال و روز پادشاه چگونه است.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، من شکایتهای زیادی از آسمان دارم، اما به خاطر ترس از نگرانی تو، چیزی نمیگویم.
هوش مصنوعی: هر کس که لحظهای آرامش نیابد، آتش دل من شعلهور میشود. وقتی از گفتوگو دور میشوم، مانند آب زلالی به آرامش میرسم.
هوش مصنوعی: خدایا، ای کاش بار دیگر علی رغم سختیهای زمانه، به مقام و نعمت سلطنت ناچیز دست یابم.
هوش مصنوعی: من وقتی باران میبارد، در جلو تخت تو به ستایش و تمجید از تو میایستم.
هوش مصنوعی: ابن یمین، با وجود اینکه سختیها و دشواریهای زیادی را تحمل کرد، اما در دوری از مقام و مرتبه بلند، همچون شاهی بزرگ باقی ماند.
هوش مصنوعی: اما غمهای دنیای وجود ندارد جز خوشی آن لحظهی خجسته که زیبایی شاه را ببیند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که صبح و شام و روز و شب و سال و ماه وجود دارد، هیچکاری از جانب آسمان نباید جز اطاعت از پادشاه باشد.
هوش مصنوعی: امیدوارم که ستارهی خوشبختی و شادی در تمام لحظات صبح و شام، روز و شب، و در طول یک سال برای شاه طلوع کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.