ای آنکه میبرد بسفر ناقه ترا
محکم نهاد و گشته سولهاش لعل فام
چون از در سؤال در آئی بحق حق
برگوی چون شد انجمن از جمع با نظام
کای بهترین هر که سواره و پیاده رفت
بالای خاک چون بشمار آورند نام
بت را شکست از تو و از تست راه راست
وز تست منجلی شده از حال ما ظلام
از ما مگیر بار شفاعت بروز حشر
اینست و بس نهایت مطلوب و السلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره سفر و دیانت است. شاعر به شخصی میگوید که شاید در سفر برود و خدا را شکر میکند که سفر او محکم و با برکت است. او از خدا میخواهد که در روز رستاخیز، شفاعت او را قبول کند و بهدنبال راه راست باشد. شاعر به روحانی و معنوی بودنِ سفر اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در نهایت، همه باید به نام الله و درستکاری خودشان را معرفی کنند.
هوش مصنوعی: ای کسی که سفر میکنی، با شتری که محکم و استوار سوار شدهای و دندانهایش به رنگ لعل درآمده است.
هوش مصنوعی: وقتی وارد مکانی میشوی که سوالی میپرسی، حق را بگو و هنگامی که جمعی با نظم و ترتیب شکل میگیرد، از حق و حقیقت سخن بگو.
هوش مصنوعی: ای بهترین کسی که چه از راه سوار و چه از راه پیاده به بالای خاک (به دنیای دیگر) میروی، زمانی که نامها را بشمارند، نام تو در میان بهترینها خواهد بود.
هوش مصنوعی: بت را شکست، از تو و از خودت، راه درست و درستکاری را نشان میدهد. از توست که ما از این تاریکی نجات یافته و به روشنایی رسیدهایم.
هوش مصنوعی: از ما درخواست نکن که در روز قیامت شفاعت کنیم، زیرا این تنها خواسته و هدف نهایی ماست و همین تمام میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر شاد گونه تکیه زده شاد و شاد کام
دولت رهی و بخت مطیع و فلک غلام
این روزگار بیخطر و کار بینظام
وام است بر تو گر خبرت هست، وام، وام
بر تو موکلند بدین وام روز و شب
بایدت باز داد به ناکام یا به کام
دل بر تمام توختن وام سخت کن
[...]
منت خدای را که برون آمد از غمام
بدری که هست پیشرو دودهٔ نظام
صدری که هست خادم پایش سر کفات
میری که هست عاشق دستش لب کرام
شایسته زین ملت وبایسته فخر مُلک
[...]
هر شب نماز شام بود شادیم تمام
کاید رسول دوست هلا نزد ما خرام
خورشید هر کسی که شب آید فرو رود
خورشید ما برآید هر شب نماز شام
روز فراق رفت و برآمد شب وصال
[...]
ای از کمال جاه تو ایام را نظام
وی از وفور علم تو اسلام را قوام
هستی حسام دین و ندیدست روزگار
در قمع شرک و نصرة دین چون یک حسام
سلطان اهل علمی و اندر معسکرت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.