ای امیری که چون تو در بخشش
نیست در زیر گنبد دوار
گر بگویم کفت بود چون ابر
اب رگاهی نگشته گوهر بار
ور بگویم قدت بود چون سرو
سروگاهی نباشدش رفتار
ور بگویم رخت بود چون ماه
ماه گاهی نمی کند گفتار
نیست ما را بضاعتی که خوریم
سود ازمال خویش چون تجار
نیست ما را شقاوتی که بریم
مال کس رابه کوچه وبازار
نیست ما را مواجبی که شود
مددی بر معاش لیل و نهار
هم نداریم ایل وطایفه ای
تا که غارتگری کنیم شعار
شغل خود را نموده جو کاری
تا به نان جوی کنیم مدار
نگذارند نان جو را هم
کرد باید به آب سرد افطار
هر کس از دست ترک مینالد
ما ز بیداد رهزنان کوار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش بخشش و بزرگواری یک امیر میپردازد که در نوع خود بینظیر است. شاعر بیان میکند که اگر بتواند، میتواند جمال و صفات او را با چیزهایی مانند ابر، سرو و ماه مقایسه کند، اما هیچیک از این مقایسهها کامل نیست. در ادامه، شاعر از مشکلات اقتصادی و معشیتی که مردم با آن مواجه هستند میگوید و به این نکته اشاره میکند که ما نه دارای ثروت کافی هستیم و نه اهل دزدی یا غارتگری. او نیز به سختیهای روزمره زندگی و کمبودها اشاره کرده و تأکید میکند که برای تأمین زندگی خود چارهای جز کار کردن ندارند. نهایتاً، شاعر به بیداد و ظلم ضعیفان توسط زورمندان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای امیری که در generosity و سخاوت کسی مانند تو نیست، در این جهان متغیر و ناپایدار.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که او مانند ابری است که در حال بارش است، هنوز مروارید نباریده است.
هوش مصنوعی: اگر بگویم قامت تو چون سرو است، پس نباید رفتاری همچون آن داشته باشد که در جاهای دیگر دیده میشود.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که تو مانند ماه زیبا هستی، گاهی اوقات این زیبایی نمیتواند به کلام بیان شود.
هوش مصنوعی: ما توانایی و وسعت مالی نداریم که مانند بازرگانان از دارایی خود بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: ما هیچ گونه بدی در خود نداریم که بخواهیم مال کسی را به خیابان و بازار ببریم.
هوش مصنوعی: ما چیزی نداریم که به کمک ما بیاید و نیازهای روز و شبمان را تأمین کند.
هوش مصنوعی: ما نه ایل و طایفهای داریم که بخواهیم به نام آن غارتگری کنیم و نه هیچ چیز دیگری برای این کار.
هوش مصنوعی: به فعالیت خود توجه کن و برای به دست آوردن روزی حلال تلاش کن.
هوش مصنوعی: نان جو باید قبل از افطار با آب سرد خورده شود تا مزه بهتری بگیرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از دست ترک و جدایی ما شکایت کند، از ظلم و ستم دزدان و راهزنان در رنج و عذاب است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
من و زلفین او نگونساریم
او چرا بر گل است و من بر خار؟
همچو چشمم توانگر است لبم
[...]
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
بارگی خواست شاد بهر شکار
بر نشست و بشد بدیدن شار
ای دل نا شکیب مژده بیار
کامد آن شمسه بتان تتار
آمد آن سرو جلوه کرده به ناز
آمد آن گلبن خمیده ز بار
آمد آن بلبل چمیده به باغ
[...]
هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
ای نگار بدیع وقت صبوح
زود برخیز و راح روح بیار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.