رشک می آیدم ز پیرهنت
که زندبوسه هر زمان به تنت
مده از پیرهن به تن آزار
نکنم چاک دل چو پیرهنت
می درد پیرهن ز غنچه صبا
دیده بی پرده تاگل بدنت
مرغ دل را کنی ز دانه خال
بسته دام زلف پر شکنت
بر لب چشمه بقا خضر است
یا که خال است گوشه دهنت
جان به رنج از ترنج غبغب تو
دل پر آسیب سیب بر ذقنت
می کندصید صد هزاران شیر
به یکی جلوه آهوی ختنت
ز آب وگل نیستی سرشت تو چیست
ای فدا صد هزار همچو منت
نبود هرگز ای بلنداقبال
قندرا طعم شکر سخنت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات عاشقانه و حسرتهای خود را نسبت به محبوبش بیان میکند. او به زیبایی پیرهنت و آثار عشق آن بر بدن اشاره میکند و از درد و رنجی که به خاطر عشق میکشد، سخن میگوید. تصویرهایی از زیبایی و جذابیت محبوب، مانند خال بر لب و غنچه صبا، دل او را می آزارد و او را به فکر میاندازد. شاعر حسرت میخورد که چرا ذات محبوبش این همه دلفریب است و به او فدای چنین زیبایی میشود. در نهایت، او به طعم شیرین سخنان محبوب اشاره میکند و از بینظیر بودن او در میان دیگران میگوید.
هوش مصنوعی: من از پیراهنت حسرت میخورم که هر لحظه به بدنت بوسه میزند.
هوش مصنوعی: من به خاطر دلتنگیام، هرگز آزار نمیرسانم و بر خلاف احساساتم، نمیخواهم لباسی که به تن دارم (پیرهن)، آزارم دهد.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی همچون غنچهای در حال شکفتن، پوشش گل را به آرامی کنار میزند و زیبایی تو را بدون هیچ پوششی به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر دل پرندهٔ محبت را از دانهاش جدا کنی، دام زلف پرشکنت تو را اسیر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: آیا در کنار چشمهی زندگی، خضر وجود دارد یا اینکه آن نقطهی سیاه، خال روی لب توست؟
هوش مصنوعی: جانم به خاطر زحمتهایی که میکشم، به خاطر زیبایی و جذابیت تو، دل پر از درد و مشکل دارد. از تو فقط یادگارهایی چون سیب بر گونهات باقی مانده است.
هوش مصنوعی: شکار صدها شیر را با یک نمایش از آهوی زیبا انجام میدهد.
هوش مصنوعی: تو از آب و خاک ساخته نشدهای، پس ذات تو چیست؟ ای محبوب، جانم را برای تو فدای هزاران مانند خودم میکنم.
هوش مصنوعی: تو هرگز طعم شیرینی سخنانت را نچشیدهای، ای کسی که در مرتبه بلندی هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه گفتی ثناش را احسنت
صدق گفتی بدو که للّٰه انت
چون جدا کرد ناگهان ز منت
در ربود آن نواله از دهنت
ور چه سخت آید این سخن ز منت
بعد ازین ... خر به ... زنت
نه فراغی به حسب حال منت
نه مجالی که بشنوم سخنت
هست لطف و وفای او جنت
عکس این شد جفای او محنت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.