آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
یا قرص آفتاب است زیر سحاب نیمی
یا رفته درخسوف است یا مانده درکسوف است
نیمی ز ماهتابان وز آفتاب نیمی
دل دور از جمالش وز وعده وصالش
نیمی شده است آباد مانده خراب نیمی
ز ابرو وطره جانان بگرفت از تنم جان
نیمی به ضرب شمشیر زیر طناب نیمی
دل کی ز زلف دلبر گرددرها که هر سو
نیمی شکنج وچین است پرپیچ وتاب نیمی
در خواب رخ نماید یا از درم درآید
بیدار مانده چشمم نیمی به خواب نیمی
سرمایه وجودم از آه واشک دیده
نیمی بسوخت ز آتش شد غرق آب نیمی
ز آنچشم مست میگون بریان دلم شد وخون
نیمی شراب او شد او راکباب نیمی
غارتگری نمودند دین و دلم ربودند
نیمی شراب و ساقی چنگ ورباب نیمی
دردوغم دوعالم خواهی اگر بدانی
نیمی شب فراق است روز حساب نیمی
کن ساقیا خرابم اما نه ز آن شرابم
کو چون حروفش آمد نیمی شر آب نیمی
زآن باده کن مرا مست کز مستیش شوم هست
نیمی ز جام احمد وز بوتراب نیمی
اقبال من بلند است فیروز وارجمند است
نیمی از آن شهنشاه وز اینجناب نیمی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و احساسات عمیق عاشق را در برابر این زیبایی بیان میکند. شاعر از تصاویر مختلفی مانند نور ماه و خورشید، یا حالتهای خواب و بیداری برای توصیف چهره معشوق و تاثیر آن بر دلش استفاده میکند. او همچنین به درد جدایی و فراق اشاره میکند و میگوید که آنچه او را میسوزاند، عشق و یاد معشوق است. در پایان، شاعر از ساقی میخواهد که او را با بادهای مست کند تا از غم و اندوه فاصله بگیرد. این شعر به نوعی مراسم عشق و احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: آن مه که زلفش را روی صورتش ریخته، انگار نیمی از قرص خورشید است که زیر ابرها پنهان شده.
هوش مصنوعی: یا به گونهای درخشان و روشنایی است و یا در تاریکی و سایه به سر میبرد. نیمی از این روشنایی مربوط به نور مهتاب و نیمی دیگر به نور آفتاب تعلق دارد.
هوش مصنوعی: دل من که از جمال و زیبایی او دور مانده، به خاطر وعدههای وصالش نیمهجان و خراب شده است. نیمی از وجودم در خرابی به سر میبرد، در حالی که نیمی دیگر به امید وصالش باقی مانده است.
هوش مصنوعی: از ابرو و زلف معشوق، جان من به شدت آسیب دیده است. یکی از نیمههای جانم با ضربهی شمشیری که زیر طناب گیر کرده، جدا شده است.
هوش مصنوعی: دل در برابر زلف معشوق گرفتار میشود، چرا که در هر طرف که نگاه کنیم، پر از زیبایی و جذبه است، و تمام این زیباییها به شکل پیچیدهای در هم تنیده شدهاند.
هوش مصنوعی: در خواب، چهرهاش را میبینم یا ناگهان به در وارد میشود. من بیدار هستم و چشمانم به حالت خواب و بیداری نیمهاند.
هوش مصنوعی: وجود من به دو قسمت تقسیم شده است؛ یک نیمه از آن با اندوه و اشک به آتش سوخته و نیمه دیگر در آب غرق شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر آن چشمان زیبای میگون، دلم آتش گرفته و نیمی از خونم به شراب او تبدیل شده و نیمی دیگر به کباب.
هوش مصنوعی: آنها دین و دل من را به تاراج بردند؛ نصفی از شراب و نیمی از ساقی و موسیقی چنگ و رباب را نیز با خود بردند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از درد و غم دو جهان آگاه شوی، باید بدانی که نیمه شب، زمان جدایی است و نیمه روز، زمانی برای حساب و رسیدگی.
هوش مصنوعی: ای ساقی، من را بطرز شدیدی مست کن، اما نه به خاطر شرابی که وقتی به حروفش نگاه میکنیم، نیمی از آن آب و نیمی دیگر شراب است.
هوش مصنوعی: از آن شراب مرا مست کن که از مستیاش نیمی از نیل و خوشبویی را در بر دارد.
هوش مصنوعی: شکوه و سرفرازی من در اوج است، مانند فیروز و ارجمند. نیمی از این عظمت به خاطر شهنشاه است و نیمی دیگر به خاطر این شخص محترم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
گویی که منکسف شد از آفتاب نیمی
چون برگ لاله را هر لخت دلی ز داغت
خون گشته است نیمی، گشته کباب نیمی
در حیرتم که چون رفت از خط تمام حسنش
[...]
شب چشم نیم مستش وا شد ز خواب نیمی
در دست فتنه دادند جام شراب نیمی
موج خجالت سرو پیداست از لب جو
کز شرم قامت او گردیده آب نیمی
گیرم لبت نگردد بی پرده در تکلم
[...]
از تاب آتش دل وز موج دیده تر
پیوسته ام در آتش نیمی در آب نیمی
بینم مگر جمالت یا صورت خیالت
چشمی مراست بیدار نیمی به خواب نیمی
دارم جدا ز رویت، روئی ز دست خویت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.