زدستم بر نمی آید که در زلفت زنم چنگی
همان بهتر که در پایت نهم سر را به نیرنگی
چومن نی هم همانا درد عشقت را به دل دارد
که هر دم می کشد افغان ز هر بندی به آهنگی
بجز زلفت نمی بینم پریشان حالتی چون خود
دهانت باشد ار باشد چومن پرشور ودلتنگی
نگفتم ازمکافات عمل غافل مشو آخر
ز خط بنشست برآئینه رخساره ات زنگی
خلاف اینکه مه راجا به خرچنگ است می بینم
گرفته است از رخ وزلف تو جا درماه خرچنگی
به وصف زلفت ار گشتم پریشان گوعجب نبود
که چشم مستت از دستم ربودار بود فرهنگی
به امیدی که وقت صلح بوسی از تو بستانم
همی خواهم که باشد با منت گه صلح وگه جنگی
به شیرینی شکر باشد به کامم ریزی ار زهری
به ازتاجم به سر باشد به فرقم گر زنی سنگی
شهان همچون بلنداقبال می گشتندسربازش
تو را سلطان اگر در فوج خود می کرد سرهنگی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و دردناک شاعر به معشوق است. شاعر از حسرت و شور و شوقی میگوید که در عشق معشوق دارد، و اینکه نمیتواند به او نزدیک شود و تنها توانش تسلیم شدن در برابر اوست. او به زیباییهای زلف و چهره معشوق اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در عشقش رنج میکشد. همچنین معانی مختلفی از عشق همچون صلح و جنگ، شیرینی و تلخی را در آن میبیند. در پایان، شاعر از این امید دارد که روزی بتواند بوسهای از معشوق بگیرد و به او نزدیک شود.
هوش مصنوعی: از دست من کاری برنمیآید که در زلفت دست بزنم، بهتر است که با نیرنگی سرم را به پای تو بگذرانم.
هوش مصنوعی: من هم ندا دارم که عشق تو در دل من است و هر لحظه با اندوهی عمیق نالهای از دل برمیآورم.
هوش مصنوعی: من جز زلفهای تو، هرگز حالت پریشانی نمیبینم که به زیبایی لبهایت باشد، هرچند که من خودم پرشور و دلتنگ هستم.
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که از عواقب کارهای خود غافل نباشی، زیرا در پایان، آثار عملت بر چهرهات نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ماه در موقعیت خرچنگ قرار دارد، من میبینم که از چهره و موهای تو، جای خاصی در تصویر ماه خرچنگی گرفته است.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر زلف زیبایت به هم ریختم، عجیب نیست چون که چشم جذاب تو مرا از خود بیخود کرد.
هوش مصنوعی: به دلیل امیدی که دارم، میخواهم زمانی که صلح برقرار شد، از تو بوسهای بگیرم. بنابراین میخواهم که همیشه در این نوسان بین صلح و جنگ، با مهر و لطفی که داری، کنارم باشی.
هوش مصنوعی: اگر لقمهای از شیرینی شکر در کامم بریزی، حتی اگر زهر باشد، برایم بهتر از تاجی است که بر سرم باشد. اگر سنگی به سرم بزنی، باز هم نگران نخواهم بود.
هوش مصنوعی: پادشاهان مانند شخصی با خوش شانسی و موفقیت سفر میکردند، اگر تو در گروه آنها میبودیدی، میتوانستی فرماندهی را بر عهده بگیری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهارست ای پسر در ده ز بهر رفع دلتنگی
شرابی چون گل و لاله بخوشبوئی و خوشرنگی
نگه کن نقش بندی طبیعت را که در بستان
چنان بر آب میبندد هزاران نقش ارژنگی
جهان شد خرم و خندان کنون آمد زمان آن
[...]
ز نیرنگ خیال طفل شوخ شعله در چنگی
شرر حواله گردیدهست تا گرداندهام رنگی
تجلی صیقا دیدار چون آیینهام اما
نمیباشد به نابینایی حیرانیام زنگی
تلاش لازم افتادهست ساز زندگانی را
[...]
توئی آن گل که معروفی بهر گلشن به بیرنگی
اگر چه از تو دارد رنگ نقش کلک ارژنگی
زتو بس نقش پیدا و تو پنهان طرفه نقاشی
بهر گل رنگ و بو دادی و معروفی به بیرنگی
خطرها در بیابان طلب بس هست سالک را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.