گنجور

 
بلند اقبال

عجب ای ترک بی وفا بودی

چه شد آن عهدها که بنمودی

چه شد آن لطفها که می بودت

چه شد آن وعده ها که فرمودی

به وفاهر چه ما بیفزودیم

توبه جور و جفا بیفزودی

به توهرگز نمی سپردم دل

گر بدانستم این چنین بودی

دل ودین داشتیم و صبروقرار

ازکف ما به غمزه بربودی

عقده ها می گشودی از دل ما

گره از زلف اگر که بگشودی

اگر ای دل شدی بلند اقبال

یک نفس از چه رونیاسودی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وطواط

ای گرانمایه تربت میمون

ای مکان امیر مسعودی

تازه بادی چو خلد عدن ، که تو

خوابگاه شجاعت و جودی

از بقاع زمین نه ای ، که بدو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از وطواط
انوری

یاد می‌دار کانچه بنمودی

در وفا برخلاف آن بودی

حال من دیده در کشاکش هجر

وصل را هیچ روی ننمودی

ناز تنهات بود عادت و بس

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه