روبروی آفتاب آئینه بر رو بسته ای
یاگرو رخشندگی را با رخ او بسته ای
نیست کس را تاب کاندازد نظر بر آفتاب
برقع از گیسوی خود بیهوده بر روبسته ای
گر ز حنا دلبران سر پنجه رنگین می کنند
تو خضاب از خون دلها تا به بازو بسته ای
رهزنان از یک طرف بندند ره بر کاروان
تو پی تاراج دلها ره ز هر سو بسته ای
از سر کویت به دیگر جای نتوانیم رفت
همچو اشتر بندها ما را به زانو بسته ای
هیچ می دانی پریشان گشته گیسویت چرا
بسکه دلهای پریشان را به گیسو بسته ای
گفتمش اندر برم بنشین بگفتاجای کو
در کنار از اشک چشم از هر طرف جو بسته ای
ز آتش غم ای بلند اقبال اگر سوزی سزد
زآنکه دل بر عشق ترکی آتشین خو بسته ای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با استفاده از تصویرسازیهای زیبا به توصیف محبوبی میپردازد که زیباییاش نظرها را جلب میکند و باعث پریشانی دلها میشود. او به محبوب میگوید که زیباییاش مانند آفتاب است و هیچکس نمیتواند به آن نگاه کند. شاعر همچنین به این اشاره میکند که محبوب چقدر برای دلهای عاشقان خطرناک است و آنها را گرفتار خود کرده است. در نهایت، شاعر از غم و آتش عشق سخن میگوید و بیان میکند که دلش به خاطر عشق به محبوب سوزان است. این شعر احساسات عمیق عاشقانه و تنشهای ناشی از عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر در برابر آفتاب قرار گرفتهای، مانند آئینهای هستی که رویش بسته شده است، یا نور و زیباییات را با چهره او پنهان کردهای.
هوش مصنوعی: هیچ کس توانایی نگاه کردن به آفتاب را ندارد، پس چرا بیهوده موهای خود را زیر پوشش پنهان کردهای؟
هوش مصنوعی: اگر دلبران با حنا دستهای خود را رنگین میکنند، تو هم باید نشان بدهی که از خون دلهای خود برای بستن بازوهایت استفاده کردهای.
هوش مصنوعی: دزدان از یک سو به کاروان تو حمله میکنند تا قلبها را به غارت ببرند و تو هم از هر طرف، راهها را به روی آنها بستهای.
هوش مصنوعی: ما از عشق و وابستگی به تو نمیتوانیم به جایی دیگر برویم، مانند شتری که با بند به زانو بسته شده است.
هوش مصنوعی: آیا میدانی چرا موهایت به این اندازه درهم و پریشان شده است؟ زیرا تو دلهای بسیاری را که خودشان پریشاناند، به گیسوی خودت گره زدهای.
هوش مصنوعی: به او گفتم: بیا پیش من بنشین. او پاسخ داد: در کنار من کجا هستی؟ اشکهای چشمت مثل جوی از هر طرف بسته شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر از آتش غم رنج میبری، این برای تو مناسب است، چون دل تو به عشق پرحرارت ترکی وابسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این کمر جانا که تنگ از بهر نیرو بستهای
دست هیچ اندیشه نگشاید که نیکو بستهای
بر نثارت جان ما باشد بکف محتاج نیست
آن خیالی کز اشارتهای ابرو بستهای
از کمانداری ابرو و ز کمینگیری خال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.