دیوانه شد دل در برم زنجیر زلف یار کو
تسبیح افتاد ازکفم آن زلف چون زنار کو
زآشفته حالی هر زمان رو سوی دیوار آورم
گویم غم دل گر به کس محرم به از دیوار کو
فارغ شوداز درد وغم دل بیندار دلدار را
دلدار کودلدار کودلدار کودلدار کو
گفتم که چشمت دین ودل از دست هشیاران برد
گفتا ز چشم مست من آنکو بودهشیار کو
رفتم که قدترا دهم نسبت به سروبوستان
کی سرو سیمین ساق شد یاچون تواش رفتار کو
گفتم که رویت را کنم تشبیه ماه چارده
کیماه مشکین موی شد یا چون تواش گفتار کو
گردد بلنداقبال را روزی اگردیدار تو
نازد به اقبال بلند آن بخت وآن دیدار کو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دیوانگی شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از زنجیر زلف یار و تأثیر آن بر دلش سخن میگوید و به نوعی از درد و غم ناشی از عشق و وابستگی یاد میکند. او به تصویر معشوقش میپردازد و به زیباییهایش اشاره میکند، مانند قیافهاش که به سرو و ماه میماند. در نهایت، شاعر به امید دیدار معشوق و تأثیر مثبت آن بر بخت و اقبال خود نیز اشاره میکند. بهطور کلی، این شعر احساسات عمیق و آرزوهای شاعر را نسبت به معشوقش به خوبی بیان میکند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیباییهای یار به شدت در رنج و شوق است. زلف او همچون زنجیری به من بسته شده و من در این حال از خود بیخود شدهام، طوری که تسبیح از دستم افتاده و هیچ آرامشی ندارم. این زلف همچون کمربند زیبایی است که به دور من پیچیده و مرا به خود جذب کرده است.
هوش مصنوعی: هر زمان که دلم آشفتگی دارد، به طرف دیوار میروم و بر دلنگرانیم میگویم. اگر کسی از غم من خبر نداشته باشد، بهتر از دیوار است.
هوش مصنوعی: آدمی که از رنج و اندوه رهایی یابد، میتواند دل معشوقش را ببیند، اما این دلدار کجاست؟
هوش مصنوعی: گفتم که نگاه تو باعث شده دیوانهها و عاقلان را از دست ببرند، او پاسخ داد: از چشمان مست من، کسی که هشیار باشد، کجاست؟
هوش مصنوعی: رفتم تا تو را با قد و قامتت مقایسه کنم، آیا سروها و بوستانها به زیبایی تو هستند؟ یا مانند تو، کسی در رفتار و کردار خود چنین است؟
هوش مصنوعی: گفتم که زیبایی تو را به ماه کامل تشبیه کنم، اما موهای تو مانند مشک سیاه است، آیا مثل تو هیچ کس دیگری هم اینقدر زیباست؟
هوش مصنوعی: اگر روزی بر خوششانسی تو اتفاقی بیفتد که به دیدارت بیایند، آن بخت و آن دیدار باید به خوششانسی تو افتخار کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بشکفت گل در گلسِتان، آن یار گلرخسار کو
برخاست سرو بوستان، آن سرو خوشرفتار کو
غنچه تبسم میکند، آن پستهٔ خندان کجاست
سوسن زبان آور شده است، آن زلف عنبربار کو
سنبل به تاب حسن شد، نرگس به خواب ناز رفت
[...]
هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کو
وین شورش دل تا بکی دلدار کو دلدار کو
در سینه دلها شد طپان جانها ز تنها شد زوان
تا کی بود این رو نهان دیدار کو دیدار کو
ذرات عالم مست او خورده شراب از دست او
[...]
جز یار در بزم جهان دلدار کو دلدار کو
دلدار در دار جهان جز یار کو جز یار کو
پندار کو پندار کو جز جبین عاشقان
جز در جبین عاشقان پندار کو پندار کو
عطار کو عطار کو جز خاک مشک افشان او
[...]
منصور وقت خود منم بهر هلاکم دار کو
بانگ هوالحق میزنم دیار کو دیار کو
دل در برم دیوانه شد زنجیر زلف یار کو
کرد آن صنم ترسا مرا زنار کو زنار کو
گویند کز افغان من شب کس نخوابد ای عجب
کاندم که من از سوز دل زاری کنم بیدار کو
بیگاه وگه خونین دلم خواهد ز من دلدار را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.