دلبری دارد آن قمر که مپرس
عشقش آرد چنان به سر که مپرس
نه همی برده دل زمن که مرا
خون چنانکرده درجگر که مپرس
تیر از مژه چون زندپیشش
سینه سازم چنان سپر که مپرس
هر زمان کو زند شکرخندی
ریزد ازلب چنان شکر که مپرس
شانه بر زلف چون کشد آنقدر
ریزد از زلف مشک تر که مپرس
بی خبر از خودم ولی زجهان
باشدم آن چنان خبر که مپرس
شدم ازعاشقی بلند اقبال
عشق دارد چنان اثر که مپرس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که او چنان دلبری دارد که از گفتن آنکه چه حسی دارد، پرهیز میکند. عشق او به حدی عمیق و تأثیرگذار است که نمیتواند آن را به زبان بیاورد. شاعر به توصیف زیباییهای معشوقهاش میپردازد، از جمله لبهایش که شکر میریزد و زلفهایش که عطر مشک دارند. او خود را در حالتی از بیخبری توصیف میکند، در حالی که تحت تأثیر عشق، موفقیتهایی به دست آورده است. در پایان، بر قدرت و اثرگذاری عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: آن ماه زیبا دلبری خاص دارد که نمیتوان دربارهی عشق او سوال کرد، زیرا عشقش انسان را به شدت مجذوب و دیوانه میکند.
هوش مصنوعی: دل هیچکس را از من نمیبرد، زیرا خونِ دلِ من آنقدر در جگرم ریشه دوانده که حالا شرایطش را نمیتوان شرح داد.
هوش مصنوعی: اگر چشمانش مانند تیر به من بتازد، سینهام را بهگونهای به سپر تبدیل میکنم که هرگز نپرسید.
هوش مصنوعی: هر زمانی که کسی لبخندی شیرین بزند، از دهانش چنان شیرینی میریزد که نمیتوانی از آن بپرسی.
هوش مصنوعی: زمانی که شانه بر موهایش میکشد، آنقدر عطر و زیبایی از زلفهایش میریزد که نمیتوان دربارهاش پرسید.
هوش مصنوعی: من از حال خود بیخبرم، اما از جهان چیزهایی میدانم که خودم را نمیتوانی در آن بگنجانی.
هوش مصنوعی: از عشق به مرحلهای رسیدهام که خوشبختی و شگفتیهای عشق، چنان تأثیری بر من گذاشته که هیچگاه نمیتوان آن را توصیف کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.