ساقی دگر شراب به جام از سبو مریز
مستم ز چشم تو میم اندر گلومریز
ناسورکرد زخم دل من ز بوی تو
با شانه مشک این همه از چین مومریز
رحمی به بلبل آور ودرگلستان مرو
از رنگ وبوی خویش ز گل رنگ وبو مریز
از زلف دل ز پیر وجوان بیش از این مبر
چوگان خویش را ببر این قدر گو مریز
خواهم که جان به پای تو ریزم به أذن تو
قابل نی وقبول کن از من مگو مریز
همچون مگس به سر زند از غم شکرفروش
شیرین لبا دگر شکر ازگفتگو مریز
هست ار رقیب با تو مشوتندوترش رو
ای دوست پیش خصم مرا آبرو مریز
حیف است کز نظر برود رنگ لعل دوست
ای دیده خون دل دگر از هجر او مریز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که دیگر شراب از سبو نریزد و به جای آن، نگاه معشوقش را به او بدهد. او به زخمهای دلش که از عشق معشوقش ناشی شده اشاره میکند و میگوید که این زخمها را با عطری دلپذیر فراموش کند. شاعر از بلبل میخواهد که در گلستان نخواند و از عشق و زیباییهای خود چیزی نگوید. همچنین، به معشوقش میگوید که به دنبال زیباییهای ظاهر نرود و او را در آغوش بگیرد. او ابراز میکند که حاضر است جانش را برای معشوق نثار کند و امیدوار است که عشقش مورد قبول قرار گیرد. شاعر به غم جدایی و رقیب نیز اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در برابر دشمنانش آبرویش را نگهدارد. در نهایت، از درد دوری و عشق عمیقش به معشوق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً دوباره شراب را از سبو به جام نریز، زیرا من در مستی چشمان تو غرق شدهام و احساس میکنم که در گلویم گیر کرده است.
هوش مصنوعی: زخم دل من به خاطر عطر تو، آنچنان عمیق و دردناک شده است که حتی با شانه مشک هم نمیتوان آن را درمان کرد. این زخم از شدت تاثیرگذاری بوی تو به شدت احساس میشود و درد آن برایم طاقتفرساست.
هوش مصنوعی: بر بلبل رحم کن و به گلزار نرو، از رنگ و بویی که داری، نیاور، زیرا گل خودش رنگ و بو دارد.
هوش مصنوعی: از موهای دل، چه پیر و چه جوان، بیش از این بازی نکن. چوگان خود را کنار بگذار و به این اندازه دیگر نزن.
هوش مصنوعی: میخواهم جانم را برای تو فدای کنم، اما تو اجازهای نمیدهی و مرا نمیپذیری. از من نخواه که جانم را بریزم.
هوش مصنوعی: مانند مگسی که به سر شکرفروش شیرینلب میزند، از غم و اندوه دوری کن و در گفتگو به شکر و شیرینی بچش.
هوش مصنوعی: اگر رقیبی در کنار تو سرد و بیاحساس است، ای دوست، لطفاً پیش دشمن مرا رسوا نکن.
هوش مصنوعی: نمیتوانم بگذارم که زیبایی چهره محبوبم از نظرم دور شود، ای چشمانم، دیگر از عشق او اشک نریز.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.