وه که رم کرده غزالت را دل از من رام خواهد
رام گردد گر دلم را رام دام آرام خواهد
طفل دل ما را به تنگ آوره از بس گاه وبیگه
از لب وچشم تو از ما شکر و بادام خواهد
کامهایی کز لب شیرین وشکر جست خسرو
از طمع خامی ز لعلت این دل ناکام خواهد
از دم عیسی هر آن معجز که سر زد از دولعلت
صد هزاران برتر از آن دل به یک دشنام خواهد
الله الله عقل حیران شد به کار چشمت از بس
دل ز شیخ وشاب دزدد جان ز خاص وعام خواهد
هم تو راخال است هم زلف از برای صید دلها
صید هر مرغی بلی هم دانه وهم دام خواهد
آخر اندر زلف توگم گشته دل در چنگم آمد
قدم ازغم خم چودال است وزلفت لام خواهد
این پریشانی نه امروزی مرا باشدکه زلفت
خواست زآغازم پریشان تا چه درانجام خواهد
زلف توپیش لب لعل تو کج کرده است گردن
راستی از بس پریشان گشته گویا وام خواهد
زاشک ورخ از گوهر وزر حبیب ودامن بایدش پر
هر که اندر عاشقی وصل توسیم اندام خواهد
با بلنداقبال فرمودی زلطف ازما چه خواهی
بوسی ازلعل لب جان پرورت انعام خواهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند و از احساسات شدید درونی خود صحبت میکند. دل او از زیباییهای معشوق به تنگ آمده و به دنبال آرامش است. او از شکر و شیرینی لب معشوق یاد میکند و نشان میدهد که چطور عشق میتواند دل را به کام خود کشیده و آن را بیقرار کند. شاعر همچنین به معجزات و جاذبههای معشوق اشاره دارد و از عقل و افکار خود در برابر زیبایی او حیران میشود. در ادامه، او از زلف و چهره معشوق صحبت کرده و میگوید که این پریشانی در دل او از زمان آغاز عشق وجود داشته و ادامه دارد. در نهایت، شاعر با حسرت و آرزو از بوسه لب معشوق سخن میگوید که آرزویش را برآورده کند.
هوش مصنوعی: آه، دل من از زیباییهای تو به شدت پریشان شده است؛ اگر دل من آرامش یابد، در این صورت همانند دامان آرام تو، دل من نیز به آرامش خواهد رسید.
هوش مصنوعی: دل ما همچون کودکی است که به شدت از زیبایی و محبت چشم و لب تو احساس نیاز میکند و در هر فرصتی از ما میخواهد که برایش شیرینی و خوشی بیاوریم.
هوش مصنوعی: کامیابیهایی که از لب شیرین و شکرین به دست میآید، باعث میشود خسرو به دلیل دوری از آرزوهای ناچیز و بیپایه، از عشق تو ناامید شود.
هوش مصنوعی: هر معجزهای که از دهان عیسی خارج شد و به دنیا آمد، از ارزش و زیبایی بسیار بالاتری نسبت به آن برخوردار است که دل انسان تنها با یک دشنام میتواند آن را احساس کند.
هوش مصنوعی: خداوند، عقل من از زیبایی چشمان تو به شدت متحیر شده است، زیرا دلها را از دست شیخ و جوانان میدزدی. جانها از خاص و عام، به عشق تو میجوشد.
هوش مصنوعی: هم تو خود میخواهی و هم زیباییات برای به دام انداختن دلها مناسب است. هر پرندهای را میتوان با دانه و دام جذبت کرد.
هوش مصنوعی: در نهایت، دل من در زلف تو گم شده و به دست احساساتم گرفتار شده است. قدمی که از غم برمیدارم، مانند خم زلف توست و در دل میخواهم زلفت را مشاهده کنم.
هوش مصنوعی: این بیقراری من تازه نیست و از ابتدای عشق تو آغاز شده است. نمیدانم در پایان این داستان چه خواهد شد.
هوش مصنوعی: زلف سیاه و جذاب تو، با زیبایی و شگفتی خاصی رخ مینماید و باعث شده که گردن راست آن بهطور طبیعی و با کجوکولهای زیبا به سمت تو برگردد؛ بهطوری که به نظر میرسد از دست وامانده و پریشان است.
هوش مصنوعی: از اشک و چهره زیبا و دامن معشوق باید پر شود، هر کسی که در عشق به تو در پی وصال است، باید به شکل و اندام تو توجه کند.
هوش مصنوعی: با موفقیت و خوشبختی از تو چیزی خواستهای، بوسهای از لبت که به مانند لعل (سنگ گرانبها) است، به جانم میبخشی و پاداشی خواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.