از خدا خواهم که چو من عاشق زارت کند
درکمند زلف دلداری گرفتارت کند
یوسف آسا سازدت گاهی به چاه غم اسیر
گه ز چه بیرونت آرد سوی بازارت کند
چشم مستی خواهم ازدستت رباید عقل وهوش
تا از این مستی که بر سر هست هشیارت کند
دلربائی از برت یا رب برد دل بی خبر
وز منوحال دل زارم خبر دارت کند
گه حجاب روکندموسازدت آشفته حال
گاه گیرد پرده ازرخ محو دیدارت کند
هر چه او گوید زراه عجز تصدیقش کنی
وآنچه توگوئی ز روی شوخی انکارت کند
تاب از جسمت رباید وافکند در زلف تو
خواب از چشمت برد وزخواب بیدارت کند
همچوزلفت در پریشانی مثل سازد تورا
موبه مو درعاشقی آگه ز اسرارت کند
نیستم راضی که بیمارت کند از چشم خویش
بلکه می خواهم که تا بر من پرستارت کند
آنچه کردی بر بلنداقبال آزار از فراق
گاهگاهی از فراق خویش آزارت کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و تمنای شاعر از خداوند اشاره دارد. شاعر آرزو دارد که خداوند نیز مانند او عشق و دلدادگی را در دل معشوقش بیدار کند و او را به خود جذب کند. او میخواهد معشوقش به مانند یوسف، برخی اوقات او را در چنگ غم بگیرد و گاه دیگر، او را به سمت خود کشاند. شاعر خواهان این است که عشق و مستی ناشی از آن عقلش را برباید و او را در دنیای عشق غرق کند. همچنین، او دوست دارد معشوق با زیباییاش دل او را به درد آورد و خود را از او پنهان کرده و سپس دوباره آن را نمایان کند. در نهایت، شاعر از فراق و درد جدایی رنج میبرد و امیدوار است که معشوقش او را فراموش نکند و از این فراق او را بیازارد.
هوش مصنوعی: از خدا میخواهم که مانند من، کسی دیگر را به عشق گرفتار کند و با زلفهایش او را به دام بیندازد.
هوش مصنوعی: زندگی گاهی انسان را به مشکلات و دردها میاندازد، اما در نهایت، زمانی میرسد که از این گرفتاریها آزاد میشد و دوباره به موفقیت و رونق برمیگردد.
هوش مصنوعی: میخواهم چشمی که حالتی مستانه دارد، عقل و هوش مرا از دست برباید، تا این مستی که به سرم آمده، تو را هوشیار کند.
هوش مصنوعی: دلبر زیبا از کنار تو آتش در دل نا آگاه من میافروزد و در حالی که از حال نزار و اندوهناک من خبر ندارد، تو را از حال و روز من مطلع میسازد.
هوش مصنوعی: گاهی حجاب را کنار میزنم و تصویر تو را میبینم، و زمانی دیگر پرده از روی صورتم برداشته میشود و دلم برای دیدنت تنگ میشود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که او بگوید، باید با ناتوانی بپذیری و تأیید کنی، اما هر چه تو بگویی، او به طور شوخی انکار میکند.
هوش مصنوعی: تن تو قدرتی دارد که میتواند حیات را از تو بگیرد و در موهایت آرامش ببخشد. چشمانت خواب را از تو دور میکند و با بیدار کردنت، تو را از خواب عمیق خارج میسازد.
هوش مصنوعی: زلفهای پریشان تو، مانند سازی است که به دل مینوازد. در عشق، اگر کسی از اسرار تو باخبر شود، تو را به دقت و با تمام جزئیات میشناسد.
هوش مصنوعی: نمیخواهم به خاطر عشق تو بیمار شوم، بلکه آرزو دارم که تو تنها به من محبت کنی و از من مراقبت کنی.
هوش مصنوعی: آنچه تو بر سرم آوردی، گاهی اوقات به دلیل دوری و جدایی، مرا آزار میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل بدرد عشق اگر چندی گرفتارت کند
شاید از درد گرفتاران خبردارت کند
دلبری بایست هر جائی تو را تا هر زمان
با خبر از اضطراب رشک اغیارت کند
گربیاری تاب در آئینه بنگر روی خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.