گنجور

 
بلند اقبال

امروز عمر هم به فراق توشام شد

درانتظار زندگی ما حرام شد

ای ماه تا ز دیده من لایری شدی

دل لامکان ودیده مرا لاینام شد

مهر تو را ز خلق نهان داشتم ولی

افشا ز دردهجر به خاط وبه عام شد

چشمم گر از غم تونگرید عجب مدار

کز بس گریست خون دل من تمام شد

دید آن زمان که مرغ دلم زلف وخال تو

رفت از برای دانه گرفتار دام شد

جستم بهزلف تو دل گم گشته را زبس

گاهی مثال دال وگهی شکل لام شد

عنبر چودید زلف توفیروزه خط تو

فیروزه ات کنیزک وعنبر غلام شد

آخر بلنداقبال از وصل لعل تو

اندر غزل سرائی شیرین کلام شد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

امروز در فراق تو دیگر به شام شد

ای دیده پاس دار که خفتن حرام شد

بیش احتمال سنگ جفا خوردنم نماند

کز رقت اندرون ضعیفم چو جام شد

افسوس خلق می‌شنوم در قفای خویش

[...]

کمال خجندی

ساقی بیار باده که عید صیام شد

آن به که بود مانع رندی تمام شد

در ده قدح ز اول روزم که بعد ازین

حاجت بدان نماند که گویند شام شد

امروز هر که خدمت معشوق و می کند

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از کمال خجندی
جهان ملک خاتون

چون روز عمر من به فراق تو شام شد

در آرزوی روی تو عمرم تمام شد

خون دلم چو بر تو حلالست دلبرا

آخر چرا وصال تو بر ما حرام شد

رحمی به حال زار من خسته دل بکن

[...]

قاسم انوار

از دولت وصال تو کارم بکام شد

بختم بلند گشت و سعادت غلام شد

از جلوه های حسن تو جانم حیات یافت

با چشمهای مست تو عیشم مدام شد

گفتی:سلام ذوق سلامت بدل رسید

[...]

صوفی محمد هروی

امروز دیگرم به فراق تو شام شد

در آرزوی روی تو عمرم تمام شد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه