خون به دل از بوی مویت نافه تاتار دارد
نافه تاتار کی مشکی چومویت بار دارد
خال رخسار تورا خوانم خلیل الله زیرا
کاندر آتش رفته وآتش را به خودگلزار دارد
ترک چشم مستت از مژگان به کف بگرفته خنجر
نه همی با ما که جنگ او با در و دیوار دارد
نسبتی نبودبه سرو وماهت از رخسار وقامت
سروکی چالش نماید مه کجا گفتار دارد
فرق ننهددوست را چشم تو از مستی ز دشمن
لیکن اندر دلبری هوش دو صد هشیار دارد
چشم یار منبود بیمار ای دل ناله کم کن
کس ننالد اینچنین در بر اگر بیمار دارد
نیست از جور و جفا گر ترک من ضحاک دوران
از دوگیسو بر دو دوش خودچرا دومار دارد
یار ما هست ار چه هر جائی ولیکن لن ترانی
می دهد پاسخ به هر کس خواهش دیدار دارد
آن قیامت قامت ازقامت قیامت کرده برپا
با بلنداقبال گوئی تا قیامت کار دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق سخن میگوید. شاعر از بوی موی معشوق و زیباییهای او میگوید که دلش را به درد میآورد. او اشاره میکند که خال رخسار محبوبش خلیلالله است، زیرا او در آتش عشق سوخته و همچون باغی زیباست.
شاعر به نگاهها و نقش چشمان معشوق اشاره میکند و هرگونه مقایسه با دیگران را بیمعنی میداند. عشق او به حدی عمیق است که حتی در غم و دردی که با معشوق دارد، نالهاش کم است. در نهایت، شاعر از زیبایی و قامت معشوق سخن میگوید که گویی قیامت را به پا کرده و اشتیاق او برای دیدار باعث میشود که کارهای او تا ابد ادامه یابد.
هوش مصنوعی: بوی موی تو دل مرا به درد میآورد و تنهاییام را عمیقتر میکند. بوی خوش نافه تاتار هم نمیتواند مانند موی تو احساس خوشایندی به من بدهد.
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو را خلیل الله مینامم، چون تو در آتش قرار داری و آتش را به خود گلزار کردهای.
هوش مصنوعی: چشم بیدار تو با آن مژهها مانند شمشیری است که به دست گرفتهام، اما باید بگویم که تو درگیر جنگی با دنیا هستی و به ما توجهی نداری.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان زیبایی و مقام خاصی که سرو (نماد زیبایی) و ماه (نماد زیبایی و جذابیت) دارند، میپردازد. در آن گفته میشود که هیچ نسبتی میان زیبایی و قامت و چهره سرو و ماه وجود ندارد؛ زیرا آن چهره و قامت سرو به قدری دلربا و جذاب است که حتی ماه هم نمیتواند چیزی دربارهاش بگوید. به عبارت دیگر، زیبایی و شکوه سرو آنقدر بیش از حد است که ماه نیز در برابرش خاموش است.
هوش مصنوعی: چشم تو به خاطر مستی اش، دوست را از دشمن تشخیص نمیدهد، ولی در عشق و دلبری، هوش و ذکاوت تو بسیار بالاست و از هر هشیاری بیشتر است.
هوش مصنوعی: چشم محبوبم در دسترس نیست، ای دل، کمتر ناله کن. کسی اینگونه در کنار کسی که بیمار دارد، ناله نمیکند.
هوش مصنوعی: این بیت به وضعیت اسفناک و سخت رنجهای یک فرد اشاره دارد. اگرچه در زمانهای پر از ظلم و سختی زندگی میکند، ولی او به خاطر چنگالهای درندهی سرنوشت و دشواریهای روزگار ناامید و خسته نمیشود. در واقع، امیدش را به رغم تمام مشکلات از دست نمیدهد و هنوز هم به آیندهای بهتر فکر میکند.
هوش مصنوعی: دوست ما در هر جایی حاضر است، اما نمیتوانیم او را ببینیم. او به هر کس که خواهان دیدارش باشد، پاسخ میدهد.
هوش مصنوعی: آن شخص با قد بلندی که دارد، همچون روز قیامت به پا خواسته و گویی تا پایان دنیا فعالیت و تاثیرگذاری خواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزگار است این که گه عزت دهد گه خوار دارد
چرخ بازی گر ازین بازی چه ها بسیار دارد
مهر اگر آرد بسی بی جا و بی هنگام آرد
قهر اگر دارد بسی ناساز و ناهنجار دارد
گه به خود چون زرق کیشان تهمت اسلام بندد
[...]
دید چون قاسم عروس از دوریش انکار دارد
گفت حق داری جدایی محنت بسیار دارد
چاره در صبر است هر چندت که غم ناچار دارد
عاشقی کو بزم دل را خالی از اغیار دارد
با غم دلداربودن لذت دیدار دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.