اگر که تیغ کشی وکنی مرا مذبوح
هنوز قوت جان و دلی و راحت روح
وصال روی تومشکل تر آمده است از این
که وفق کس طلبد از مثلث بدوح
تنم بخست وشدازچشم جادویت بیمار
دلم شکست و شداز تیغ ابرویت مجروح
چو عهد تو شکندتوبه چون رخت بیند
کسی که توبه ز عشق تو کرده همچونصوح
دل مناست که در صبر همچو ایوب است
وگر نه اشک به طوفان مرا فکنده چونوح
چه غم زمانه به روی دلم دری گر بست
به رویش از ره دیگر دری شود مفتوح
ز لعل خویش بده بوسه بربلنداقبال
که تا بلندی اقبال او رسد به وضوح
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد ناشی از آن صحبت میکند. او به معشوقهاش اشاره میکند که حتی اگر او را با تیغی زخمی کند، هنوز در دلش شوق و امید به وصال او قوی است. عشق او چنان عمیق و پیچیده است که با وجود تمام سختیها، دلش همچنان منتظر است. شاعر از صبر و استقامت خود در برابر این عشق سخن میگوید و به زیبایی معشوقهاش اشاره میکند. در نهایت، او درخواست میکند که معشوقهاش لبخندی بر لبانش بزند تا شانس و اقبال خوب به سراغش بیاید.
هوش مصنوعی: اگر تو با شمشیر هم به من آسیب بزنی، باز هم من دارای جان و دل و آرامش روح هستم.
هوش مصنوعی: دوری از چهرهی تو به مراتب سختتر از این است که شخصی از یک مثلث برود و به دنبال کسی باشد که او را درک کند.
هوش مصنوعی: تنم را در آغوش گرفتی و از جادوی چشمانت بیمار شدم. دل من در برابر زیبایی و تیغ ابرویت مجروح و آسیبدیده شد.
هوش مصنوعی: وقتی که عهد تو شکسته شود و کسی که از عشق تو توبه کرده، تو را ببیند، حالش به گونهای خواهد بود مانند حال نصوح.
هوش مصنوعی: دل من صبوری پیشه کرده است مانند ایوب، وگرنه اگر صبر نداشت، اشکهای من مانند طوفانی به پا میخورد و مرا به هم میریخت.
هوش مصنوعی: هرچند که زمانه بر دلم غم وارد میکند و درهای خوشبختی را به رویم میبندد، اما از راهی دیگر، در جدیدی باز خواهد شد و امیدی تازه پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: با نگاهی به محبوب خود، بوسهای بزن، تا بلندی مقام او به وضوح دیده شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جنازهٔ تو ندانم کدام حادثه بود
که دیده ها همه مصقول کرد و رخ مجروح
از آب دیده چو طوفان نوح شد همه مرو
جنازهٔ تو بر آن آب همچو کشتی نوح
هزار مدح شکر طعم وصف تو گفتم
کزو نگشت مرا تازه یک صبوح فتوح
برادرم که دو تن تاک را نهد نیرو
همی گسسته نگردد غبوق او ز صبوح
درست شد که دو تن تاک به ز صد ممدوح
[...]
ترا که صحبت اهل دلی نکرده فتوح
بقای خضر چه دانی چه بود و کشتی نوح
شود چو چشمه خورشید نور بخش دلت
گرت ز جام صفا می دهند وقت صبوح
چو راح در سرت افتد به راه عقل مرو
[...]
حیاتبخش بُود باده خاصه وقت صبوح
که راح را بُود آن دم خواص جوهر روح
فکنده مرغ صراحی خروش در مجلس
چو بلبلان سحر در چمن به وقت صبوح
مباش بی لب یاقوت و جام یاقوتی
[...]
بیا لطافت گل را ببین به وقت صبوح
که تا ز خوف بیاسایدم زمانی روح
به وقت گل دل خود را مدار تنگ ز غم
یقین بدان که درین موسمست عین فتوح
بسان بلبل شوریده دل ز بیم فراق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.