اگر می نیست جمعیتکدام است
کمند وحدت اینجا دور جام است
چو ساغر در محیط میکشیها
ز موج باده قلابم بهکام است
دو عالم در نمک خفت از غبارم
هنوزم شور مستی ناتمام است
اگر بیدستگاهم غم ندارم
چو هندویم سیهبختی غلام است
ز بالافشانیام قطع نظرکن
که صید من نگاه چشم دام است
من و میخانهٔ دیدارکانجا
مژه تا بازگردد خط جام است
دل از هستی نمیچیند فروغی
نفس درکشور آیینه شام است
جهان زندان نومیدیست اما
دمیکز خود برآیی سیر بام است
درتن محفل به حکم شرعتسلیم
نفس گر میکشیچونمی حرام است
به طبع اهل دنیا پختگی نیست
ثمر چندانکهسرسبز استخام است
اسیری شهپر آزادی ماست
نگین دام ما را صید نام است
ز هستی تا عدم جهدی ندارد
ز مژگان تا به مژگان نیمگام است
به غفلت آنقدر دوریم از دوست
که تا وصلش رسد اینجا پیام است
زبیدلجرأت جولان مجوبید
چو موج این ناتوان پهلو خرام است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف و احساسات عمیق اشاره دارد که در محیطی با تقابل بین آزادی و اسارت، همچنین شادی و غم وجود دارد. شاعر به تفکر دربارهٔ وجود، عشق و اشتیاق به وصال معشوق میپردازد. او اشاره میکند که زندگی در دنیا به نوعی زندان است و انسان باید در تلاش باشد تا از آن آزاد شود. همچنین، شاعر از شراب به عنوان نمادی از شادی و غفلت یاد میکند و به روابط انسانی و فاصلهها بین دوستان اشاره دارد. در نهایت، احساس ناامیدی و جستجوی حقیقت و عشق در کلمات او مشهود است.
هوش مصنوعی: اگر در این مکان جمعیتی وجود ندارد، پس کمند وحدت چه رابطهای با اینجا دارد؟ در واقع، دور جام، به معنای پر بودن از جمع و اجتماع است.
هوش مصنوعی: زمانی که جام را در محیط شراب سر میکشی، از امواج باده، قلابی به کام من است.
هوش مصنوعی: دو جهان در زیر نمک به خواب رفتهاند و تأثیر و رد پای من هنوز هم حس متفاوتی از شوق و سرخوشی بیپایان در من باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر من بدون ابزار و تجهیزات باشم، ناراحت نیستم، زیرا مانند هندی ها که در بدبختی و بردگی هستند، احساس زلت و فقر نمیکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای ظاهری من توجه نکن، چون هدف من در واقع نگاه کردن به چشمهای توست که خود را در دام عشق به تماشا میگذارند.
هوش مصنوعی: من و میخانهٔ دیدار در آنجا منتظریم تا زمانی که چشم به هم بزنیم و جام به دستمان برسد.
هوش مصنوعی: دل از وجود خود دست نمیکشد و همچنان زندگی و وجودش را در آینهای که در شام است، میبیند.
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک زندان است که انسان را به ناامیدی میکشاند، اما اگر لحظهای از خودت فراتر بروی، میتوانی به اوج خوشبختی و سعادتمندی برسی.
هوش مصنوعی: در جمعی که حضور داری، اگر به خاطر خواستههای نفسانیات تسلیم شوی، در حقیقت دچار عمل نادرست و ناپسند شدهای؛ زیرا این کار مانند نوشیدن می است که حرام است.
هوش مصنوعی: اهل دنیا به بلوغ واقعی نرسیدهاند و ثمراتی که به نظر میرسد پربار و سبز هستند، در حقیقت هنوز خام و ناپختهاند.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که ما در اسارت یک چیز زیبا و ارزشمند به نام "آزادی" هستیم و در عین حال گرفتار یک دام به نام "نام" شدهایم. این بیانگر تضاد بین خواستههای انسان و محدودیتهایی است که خود را گرفتار آنها میسازد.
هوش مصنوعی: از وجود تا عدم هیچ تلاشی وجود ندارد، و از چشمها تا چشمها، فاصلهای وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما به قدری از دوست خود فاصله گرفتهایم که حتی وقتی پیامی از او میرسد، هنوز هم درگیر امور دیگری هستیم و متوجه او نیستیم.
هوش مصنوعی: شجاعت زبیدل باعث شده است که مانند موجی سرکش و بیتاب، به جلو آمده و به چالاکی حرکت کند، در حالی که این ناتوانی در کنارش همچنان آرام و بیحرکت است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر دل دلبر و دلبر کدام است؟
وگر دلبر دل و دل را چه نام است؟
دل و دلبر بهم آمیته وینم
ندونم دل که و دلبر کدام است
دلیل آن کآفتاب خاص و عام است
که شمسالدین و الدنیاش نام است
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است
[...]
مدامم ده، که ایامم مدام است
شکار عیش را، ایام دام است
بیاور باده ئی، کز وی دو قطره
خرابی دو عالم را تمام است
چه در بند حریفی، باده را باش
[...]
تو سلطانی و خورشیدت غلام است
نظر جز بر چنین صورت حرام است
ورای حسن در روی تو چیزیست
نمیداند کسی کان را چه نام است
اگر جان را بهشتی در جهان هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.