توخودشخص نفسخویی که بادلنیست پیوندت
کدام افسون ز نیرنگ هوس افکند در بندت
درتن ویرانهٔ عبرت به رنگی بیتعلق زی
که خاکت نم نگیردگر همه در آب افکندت
ندانم ازکجا دل بستهٔ این خاکدانگشتی
دنائت پشهای داریکه نتوان از زمینکندت
ندارد دفتر عنقا سواد ما و من انشا
کند دیوانهٔ هستی خیالات عدم چندت
غبارکلفت خویشی نظر بند پس وپیشی
به غیر از خود نمیباشد عیال و مال و فرزندت
به هر دشت و در، از خود میروی و باز میآیی
تو قاصد نیستی تا عرصهها هرسو دوانندت
ز خودگریکقلم جستی ز وهم جزو وکلرستی
تعلقها نفسواریست کاش از دل برآرندت
دماغ فرصت این مقدار بالیدن نمیخواهد
بهگردون بردهاست از یکنفس سحر سحرخندت
زمینگیری به رنگ سایه باید مغتنم دیدن
چهخواهی دید اگر در خانهٔ خورشید خوانندت
ز دست نیستی جزنیستی چیزی نمیآید
کجایی چیستی آخرکه آگاهی دهد پندت
خرابات تعین بر حبابت خندهها دارد
سبو بر دوش اوهامی هوا پرکرده آوندت
بهحرف و صوتممکن نیست تمثالتنشان دادن
نفسگیرد دوعالم تا به پیش آیینه دارندت
بهمعنیگر شریکمعنیات پیدانشد بیدل
جهانگشتم به صورت نیز نتوان یافت مانندت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر تأملی عمیق درباره طبیعت انسان و وجود اوست. شاعر به بررسی پیوند انسان با نفس و دنیای مادی میپردازد و سؤالاتی درباره هویت و تعلقات او مطرح میکند. او به این نکته اشاره میکند که انسان با وجود همه تعلقات و وابستگیها، در واقع از خود بیخبر است و زندانی هوسها و نیرنگها شده است. شاعر به بینش و آگاهی دست مییابد که، اگر بتواند از این تعلقات رها شود، به آزادی و نور حقیقت دست خواهد یافت. نهایتاً به غیرواقعی بودن تمام این وابستگیها و وجود در دنیای مادی تاکید میکند و اشاره میکند که درک حقیقی خود از طریق دوری از این تعلقات و عدم هوسها ممکن است.
هوش مصنوعی: تو خود آن فردی هستی که در دلش هیچ پیوندی نیست. چه افسون یا نیرنگی تو را به این بند کشانده است؟
هوش مصنوعی: در دل این ویرانهٔ پندآموز، به رنگی بدون وابستگی زندگی کن، زیرا اگرچه ممکن است تمامی آبها تو را در خود غرق کنند، اما خاک تو هرگز نخواهد خیس شد.
هوش مصنوعی: نمیدانم از کجا دل به این دنیای خاکی سپردهای؛ تو مانند پشهای هستی که نمیتواند از زمین جدا شود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دفتر غزلیات ما به اندازهی عمق افکار و احساساتمان غنی نیست، و این نشاندهندهی جنون و خیالاتی است که در دل وجود دارد. این نشان میدهد که گاهی وقتها نمیتوانیم به درستی آنچه را که در درونمان میگذرد در قالب واژگان بیان کنیم.
هوش مصنوعی: غبار سنگینی از کارها و وابستگیها بر دلت نشسته است. جز خودت هیچچیز دیگری در زندگیات به هیچ دردی نمیخورد، نه همسر، نه مال و نه فرزندان.
هوش مصنوعی: در هر دشت و درگاهی خودت را به حرکت در میآوری و دوباره برمیگردی، تو پیامآوری نیستی که دیگران تو را به سمتهای مختلف بفرستند.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر این است که انسانی که به خودخواهی و افکار محدود مشغول است، نمیتواند به حقیقت و واقعیتهای عمیق دست یابد. او باید از زنجیرهای تعلقات و زیر مجموعههای فکری خود رها شود. آرزو میشود که این وابستگیها از دل او برطرف گردند.
هوش مصنوعی: فرصت برای رشد و بالندگی به اندازهای که میخواهی در اختیار نیست؛ زیرا به یک نفس خندهی سحرآمیز تو، آسمان را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: اگر که انسان به رنگ سایه درآید، باید از این فرصت بهره ببرد. چرا که اگر در خانهٔ خورشید تو را صدا بزنند، چه چیزی را میتوانی ببینی؟
هوش مصنوعی: جز عدم و نیستی چیزی از دست نرود، پس کجایی و چه هستی؟ در نهایت چه چیزی میتواند به تو آگاهی دهد یا نصیحتی کند؟
هوش مصنوعی: از نظر عاطفی، معشوق در خوابی دلپذیر فرو رفته و شادیهای زندگی را به خود جذب کرده است. همچنین، او با حالتی سبک و شاداب، در میان شادابی و عیش و نوش، عواطف و حسرتهای عاشقی را بر دوش خود حمل میکند. زندگی پر از امید و آرزوهایی چون شراب و عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: نمیتوان با کلام و صدا تصویر واقعی تو را به نمایش گذاشت؛ نفس و جان دو جهان را از جلو آینه به تماشا دارند.
هوش مصنوعی: من در جستجوی معنیات به هر طرف سر زدم، اما هیچ کس همانند تو را پیدا نکردم، حتی در ظواهر هم نتوانستم نظیر تو را بیابم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.