نقاش تاکشد اثر ناتوان او
بندد قلم ز سایهٔ موی میان او
از بحر عشق رخت سلامتکه میبرد
کشتی شکستن است دلیل کران او
حزنی در ین بساط تحیر نیافتم
شمعیکه مغز نالهکشد استخوان او
راز تو آتشیستکه چون پرده در شود
کام هزار سنگ شکافد زبان او
دارد وداع عافیت از عشق دم زدن
یعنی چو عود سوختنست امتحان او
آن موج تیغش از سر دریا گذشته است
کایینه دارد از دل گوهر فشان او
در وادیی که محمل امید بستهایم
نالد شکست بر جرس کاروان او
عمر شرار فرصت گلزار زندگیست
از همگذشتهگیر بهار و خزان او
تمثال نیست غیر غبار خیال شخص
خلقیست خود فروش متاع دکان او
هر ساز از ترانهٔ خود میدهد خبر
وهم است اگر زمن شنوی داستان او
بیدل سراغ عالم عنقا تحیر است
آن نیست بینشانکه تو یابی نشان او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توضیحاتی درباره عشق و رنجهای ناشی از آن ارائه میدهد. شاعر با تصاویری زیبا و نمادین به بررسی احساسات و تجارب انسانی میپردازد. او عشق را به عنوان یک نیروی مخرب و دردآور معرفی میکند که انسان را به کشتی شکستهای در دریایی از احساسات تبدیل میکند. همچنین نکتههای فلسفی درباره زندگی، زمان، و هویت نیز در شعر وجود دارد. در نهایت، شاعر به جستجوی حقیقت و نشان عشق و وجود در جهانی پر از توهم و خیال میپردازد و به تلاش برای درک عمیقتر وجود خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: نقاشی که در تواناییهایش ناتوان است، وقتی که به سایهٔ موی او میرسد، قلمش را زمین میگذارد.
هوش مصنوعی: عشق به اندازهای عمیق و وسیع است که اگر کسی به دنبال نجات از آن باشد، فقط به شکست و غرق شدن خواهد انجامید. عشق مانند دریایی است که نمیتوان به سادگی از آن خارج شد و هر تلاشی برای فرار از آن، انسان را در معرض خطر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، نگرانی و غمهای بسیاری وجود دارد، اما من هیچ چیز مثبتی پیدا نکردم. تنها شمعی وجود دارد که با وجود خاموشیاش، همچنان ناله و حسرت را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: راز تو مانند آتشی است که وقتی پرده کنار برود، دلی هزاران سنگ را میشکند و زبان او را آزاد میکند.
هوش مصنوعی: عافیت و آرامش از عشق خداحافظی میکند و این نشان میدهد که عشق، همچون عود در حال سوختن است و میتواند آزمایشی دشوار باشد.
هوش مصنوعی: موجی که مانند تیغی برآمده است، از عمق دریا عبور کرده و نشانههایی از زیبایی و شگفتی دل او را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: در مکانی که امید را به دوش میکشیم، صدای شکست به گوش میرسد و کاروان ما تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: عمر کوتاه و پرشوری که داریم، مانند فرصتی برای بهرهبرداری از زیباییها و خوشیهای زندگی است. باید از زمان بهار و پاییز زندگیمان استفاده کنیم و لحظات ناب را دریابیم.
هوش مصنوعی: تصویر واقعی چیزی جز غبار خیال نیست، زیرا شخصیتی که خود را میفروشد، تنها یک کالای بازاری است.
هوش مصنوعی: هر سازی از نغمه و آهنگ خودش خبر میدهد. اگر از من بشنوی، داستان آن ساز را درک خواهی کرد و این توهم است که تو را به واقعیت نزدیک میکند.
هوش مصنوعی: جستجوی حقیقت و معرفت، همچون یافتن موجودی اسطورهای و کمیاب است. باید توجه داشت که پیدا کردن نشانهای از آن دانایی بزرگ، در چهره و وجود تو نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوران ملک ظالم و فرمان قاطعش
چندان روان بود که برآید روان او
هرگز کسی که خانه مردم خراب کرد
آباد بعد از آن نبود خاندان او
بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
وآن غمزهٔ چو تیر و رخ مهربان او
انگشت میگزد به تحیر کمان چرخ
ز انگشت رنگ داده و انگشتوان او
گر جان من طلب کند، از وی دریغ نیست
[...]
کو خسروی که بود جهان در امان او
پیوسته بود جان جهانی به جان او
کو صفدری که روز دغا خصم شوم پی
میجست همچو تیر ز دست و کمان او
کو آن عنان گرای که کوه گران رکاب
[...]
آتش به عالمی زد و آسود جان او
بس دور بود این ز دل مهربان او
از بس که در خیال مکیدم لبان او
یاقوت فام شد لب گوهرفشان او
نقد وجود من همه مصروف هیچ شد
یعنی نداد کام دلم را دهان او
پیرانهسر بلاکش ابروی او شدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.