در محفل ما و منم، محو صفیر هر صدا
نمخورده ساز وحشتم، زین نغمههای ترصدا
حیرت نوا افسانهام، از خویش پر بیگانهام
تا در درون خانهام دارم برون در صدا
یاد نگاه سرمهگون خواندهست بر حالم فسون
مشکلکه بیمار مرا برخیزد از بستر صدا
در فکر آن موی میان از بسکهگشتم ناتوان
میچربدم صد پیرهن بر پیکر لاغر صدا
زان جلوه یک مژگان زدن آیینه را غافل شدن
دارد چو زنجیر جنون جوشاندن از جوهرصدا
رنج غم و شادی مبر،کو مطرب وکو نوحهگر
مشت سپند بیخبر دارد درین مجمر صدا
درکاروان وهمو ظن، نی غربتاست ونی وطن
خلقی زگرد ما ومن بستهست محمل بر صدا
از حرف و صوت بیاثر شد جهل لنگر دارتر
برکوه خواند ناکجا افسون بال و پر صدا
چند از تپش پرداختن، تیغ تظلم آختن
بیرون نخواهد تاختن زینگنبد بیدر صدا
آخر درین بزم تعب افسانه ماند و رفت شب
ز بس بهخشکی زد طربمیگشت درساغر صدا
آسان نبود ای بیخبر از شوق دل بردن اثر
درخود شکستمآنقدرکاین صفحه زد مسطر صدا
بیدل به خود تا زندهام صبح قیامت خندهام
کز شور نظم افکندهام درگوشهای کر صدا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق و دلتنگیهای خود میپردازد. او در محفل و جمع دوستانش غرق در صداها و نغمههاست، اما در عین حال احساس تنهایی و غریبگی میکند. احساسات او از طریق موسیقی و نوای سازها بیدار میشوند، اما او درگیر مشکلات درونی و غمهاست. شاعر با اشاره به زیباییها و یادآوری یک نگاه خاص، از غم بیماری و ناتوانی خود سخن میگوید. همچنین، او به طور مکرر از بیتفاوتی جامعه نسبت به دردها و غمهای خود گله میکند و نشان میدهد که حتی در بزم جشن و شادمانی، وجود او تحت تأثیر مشکلات و غمهاست. این شعر در نهایت بیانگر جنگ ابدی بین شوق و غم، و خلاصی از این قید و بندهاست.
هوش مصنوعی: در جمع ما، من غرق در صدای هر نغمهای هستم و از ساز وحشت باران نمیزنم، زیرا این آوای شیرین و دلنواز مرا مسحور کرده است.
هوش مصنوعی: من در شگفتیهای زندگی محصور شدهام و از خودم بیگانهام، در حالی که در درون خانهام صداهایی از بیرون به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: نگاه عمیق و دلربایی که به یادش هستم، تأثیری عمیق بر حال من گذاشته و به گونهای جادوگونه، بیماریام را بهبود میبخشد و مرا از بستر بیماری بلند میکند.
هوش مصنوعی: من به خاطر فکر کردن به آن موهای میان، سخت خسته و ناتوان شدهام. به قدری که بر روی بدن لاغرم، صد پیراهن میچربد و احساس سنگینی میکنم.
هوش مصنوعی: از جلوهی یک مژگان، آیینه غافل میشود و مانند زنجیری که جنون را به جوش میآورد، احساسات را تحت تأثیر صدا قرار میدهد.
هوش مصنوعی: غم و شادی را فراموش کن، کجا است آن نوازنده و کجا است آن شیونکن، که در این آتشدان بیخبر، صداهایی در حال سوختن دارد.
هوش مصنوعی: در جمعی که پر از شک و تردید است، نه غربت وجود دارد و نه میهن. مردم از دور و بر ما جمع شدهاند و بار خود را بر دوش صدا حمل میکنند.
هوش مصنوعی: از گفتگو و صدا، جهل را بیفایده کن و موانع فکر را برطرف کن، به سوی جایی نامشخص خوان، جایی که خود را آزاد و پرتوان احساس کنی.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که درگیر مشکلات و فشارهای زندگی هستیم، اما هیچگاه نمیتوانیم با این شرایط سخت به نتیجهای برسیم. صدای ناامیدی از این اوضاع بیپایان به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در پایان این محفل، داستان خستگی باقی ماند و شب به خاطر بیحالی، به سکوتی خشک تبدیل شد و شادی در دل ظرف صدایی میگشت.
هوش مصنوعی: آسان نبود که از دل شوق بیخبر باشی و تأثیر آن را بر خود حس نکنی. آنقدر تحت فشار بودم که این صفحه صدای نوا را به خود جذب کرد.
هوش مصنوعی: به خودم میگویم تا وقتی زندهام، روز قیامت هم لبخند میزنم. این لبخند از شوق و احساسی است که در شعرهایم به وجود آوردهام و حتی در گوش کسانی که نمیشنوند، طنینانداز میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.