گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۹۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

خیال زلف‌ که واکرد راه در زنجیر

که عجز نالهٔ ما کنده چاه در زنجیر

به محفل تو که غیرت ادب‌پرست حیاست

ز جوهر آینه دارد نگاه در زنجیر

چو نرگس تو که مژگان‌ کمند آفت اوست

کسی ندید بلای سیاه در زنجیر

شبی‌ که موج‌ سرشکم به قلب چرخ‌ زند

برد تپیدن سیاره راه در زنجیر

ز بسکه حلقهٔ داغم به دل هجوم آورد

تپش به دام وطن ‌کرد آه در زنجیر

به هر شکن ‌که ز گیسوی یار می‌بینم

نشسته است دلی بیگناه در زنجیر

نفس نجسته ز دل صورخیز حسرتهاست

صداکه دید به این دستگاه در زنجیر

به دور خط تو آزادگی چه امکان است

شکسته است دو عالم نگاه در زنجیر

به دستگاه سپهرم فریب نتوان داد

شکست نالهٔ مجنون‌ کلاه در زنجیر

چو موج‌ آینهٔ مستی‌ات گرفتاری‌ست

ز خود نجسته رهایی مخواه در زنجیر

ز ریشهٔ دم تسلیم می‌تپد بیدل

نهال‌ گلشن ما تا گیاه در زنجیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام