با همه بیدست و پایی اندکی همتگمار
آسمان میبالد اینجا کودک دامن سوار
وضع بیکاری دلیل انفعال کس مباد
تا ز سعی ناخنت کاری گشاید سر مخار
پرفشانیهاست ساز اعتبار، آگاه باش
غیر رنگ و بو چه دارد کسوت رنگ بهار
سرو اگر باشد به این دلبستگی آزادیش
ناله خواهد شد ز طوق قمریان فتراکوار
فرق نتوان یافتن در عبرتآباد ظهور
اشک شمع انجمن تا گریهٔ شمع مزار
در چمن هر جا مهیای پرافشانی است رنگ
غنچه میگوید قفس تنگ است پاس شرم دار
راه صحرای عدم طیکردنت آسان نبود
تا نفس سر میزند بنشین و خار از پا برآر
عالمی را طینت بیحاصلم بیکار کرد
بر حنا میچربد این رنگی که من دارم به کار
هرکجا پا مینهم از تیرگی پا میخورم
چون نفس هرچند دارم راه در آیینهزار
وعدهٔ دیدار در خاکم نشاند و پیر کرد
شد سفید آخر ز مویم کوچههای انتظار
ظرف وصلم نیست اما در کمینگاه امید
رفتن رنگم تهیکردهست یک آغوشوار
حرص آسان برنمیدارد دل از اسباب جاه
عمرها باید که گردد آب درگوهر غبار
گرد جاه از آشیان فقر بیرون راندهام
خورده است این نقد هم ازتنگی دستم فشار
بیخودی بیدل فسون شعلهٔ جواله داشت
رنگ گرداندن کشید آخر به گرد من حصار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تلاش و همت در مواجهه با اوضاع سخت نوشته شده است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که بیکاری و موانع نباید باعث انفعال انسان شود و باید با کوشش، مشکلات را پشت سر گذاشت. او نسبت به ظواهر دنیا هشدار میدهد و تأکید میکند که آزادی واقعی در دل و جان نهفته است. همچنین، به امید و انتظار در زندگی اشاره میکند و میگوید که اگرچه در زندگی با چالشها و رنجها روبرو هستیم، اما باید با عزم و اراده به جلو حرکت کنیم. در نهایت، شاعر به واقعیات تلخ زندگی و ناامیدیها پرداخته و یادآوری میکند که شایسته است با امید به بهبود شرایط، تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه همه چیز دشوار و سخت به نظر میرسد، تنها با کمی تلاش میتوان به اوج رسید و در اینجا، مانند کودکی با دامن بلند، به آسمان دست یافت.
هوش مصنوعی: وضع بیکاری نباید دلیلی برای بیعملی کسی باشد؛ زیرا تلاش و کوشش میتواند راهحلی برای مشکلات و موانع ایجاد کند.
هوش مصنوعی: زیباییها برای نشان دادن ارزش و اعتبار هستند، پس به یاد داشته باش که غیر از رنگ و بوی ظاهری، هیچ چیز دیگری در لباس بهار وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر سرو به این حد از آزادی و وابستگی باشد، به زودی از بند و زنجیرههای دوستداشتنی خود ناله خواهد کرد.
هوش مصنوعی: در عبرتآباد نمیتوان تفاوتی بین ظهور اشک شمع در جمع و گریه شمع بر مزار پیدا کرد.
هوش مصنوعی: در هر نقطه از چمن که آماده شکفتن است، رنگ گلبرگها نشان میدهد که قفس برای آنها تنگ است و باید حیا را رعایت کرد.
هوش مصنوعی: طی کردن مسیر بینهایت دشوار بود، حالا که نفس میزند، کمی استراحت کن و از درد و رنج خود را آزاد کن.
هوش مصنوعی: این دنیا و زندگی، افرادی را که بیهدف هستند، به سادگی از پای درمیآورد. رنگ و ظاهری که من دارم، تنها برای زیباتر نشان دادن حنا به کار میرود.
هوش مصنوعی: هر جا که قدم میزنم، با سردرگمی و مشکلات مواجه میشوم. هرچند که به نظر میرسد راهی در دنیای زیباییها وجود دارد، اما نفس من گاهی مانع پیشرفت میشود.
هوش مصنوعی: به من وعده داد که دوباره همدیگر را خواهیم دید و این انتظار طولانی باعث شد که موهایم سفید شود و سنم بالا برود. در کوچههای انتظار، تنها در انتظار پیوستن به او هستم.
هوش مصنوعی: این بیت به احساسی عمیق و ناپایداریها در روابط اشاره دارد. شاعر از وجود حسرت و آرزوی وصالی صحبت میکند که هرچند به دست نیامده، اما امید به آن هنوز زنده است. در این میان، انتظار و آرزو باعث شده تا احساسات شاعر رنگ باخته و کممیرنگ شود. آغوش و نزدیکیها به نوعی نمایانگر آرزوی رسیدن به عشق و وصال است که به خاطر دوری و فقدان، به دست نیامده است.
هوش مصنوعی: حرص و طمع نمیتواند دل را از وسایل غیره واقعیتی که در زندگی داریم، دور کند. برای اینکه زندگی به درستی سپری شود، باید پذیرای تغییرات و ناپایداریها باشیم.
هوش مصنوعی: من از زندگی فقیریام رهایی یافتهام و حالا با وجود اینکه چیزی برای خوردن ندارم، هنوز هم تلاش میکنم و در تنگناهای مالی دست و پنجه نرم میکنم.
هوش مصنوعی: بیدلی و نامیدی باعث شده که عشق و سوزش درونم را بیشتر احساس کنم. در نهایت، این احساسات قوی من را در حصاری از عشق و علاقه قرار دادهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱۰
وعدهٔ دیدار در خاکم نشاند و پیر کرد
شد سفید آخر ز مویم کوچههای انتظار
وه چه خوش گفتست طغرل شاه اورنگ سخن
شد سفید آخر ز مویم کوچههای انتظار!
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.