روزی که هوسها در اقبال گشودند
آخر همه رفتند به جایی که نبودند
زین باغ گذشتند حریفان به ندامت
هر رنگ که گردید کفی بود که سودند
افسوس که این قافلهها بعد فنا هم
یک نقش قدم چشم به عبرت نگشودند
اسما همه در پرده ناموسی انسان
خود را به زبانی که نشد فهم ستودند
اعداد یکی بود چه پنهان و چه پیدا
ما چشم گشودیم کزین صفر فزودند
از حاصل هستی به فناییم تسلی
در مزرعهٔ ما همه ناکشته درودند
تاراجگران هستی موهوم ز فرصت
توفیق یقینی که نداریم ربودند
زین شکل حبابی که نمود از دویی رنگ
گفتم به کجا گل کنم آیینه نمودند
چون شمع به صیقل مزن آیینهٔ داغم
با هر نگهم انجمنی بود زدودند
خامشنفسان معنی اسرار حقیقت
گفتند در آن پرده که خود هم نشنودند
عبرت نگهان را به تماشاگه هستی
بیدل مژه بر دیده گران گشت غنودند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی ناکامیها و ندامتهای انسانی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که افراد در جستجوی هوسها و آرزوها، به مکانهایی میروند که حقیقتاً وجود ندارند و در نهایت از انتخابهای خود پشیمان میشوند. در این مسیر، آنها به چشمانداز حقیقت و عبرتبخش بودن زندگی بیتوجهی میکنند. همچنین، با اشاره به وحدت وجود و تکرار فانی بودن، به نقد زندگی مادی و زودگذر پرداخته و نسبت به فریبندگی ظاهری دنیا هشدار میدهد. در نهایت، شاعری از سادگی و درک عمیقتری از اسرار حقیقت سخن میگوید و به تشویق نگاه عمیقتری به زندگی و هستی دعوت میکند.
هوش مصنوعی: روزی که خواستهها و آرزوها در دسترس و موفقیت قرار گرفتند، در نهایت همه به جایی رفتند که هیچ وقت آنجا نبودند.
هوش مصنوعی: دوستان از این باغ گذشتند و به خاطر انتخابهایشان حسرت میخورند؛ هر رنگ و حالتی که به خود گرفتند، مانند کفی بود که فقط فایدهای نداشت.
هوش مصنوعی: متأسفانه، این کاروانها بعد از نابودی همچنان اثری از خود به جا گذاشتند اما هیچ عبرتی نگرفتند.
هوش مصنوعی: تمام اسمها و نشانهها در حجاب و پردهای از عفت قرار دارند و هرکدام به نوعی خود را با زبانی بیان کردند که هیچکس نتوانست آن را درک کند و ستایش کند.
هوش مصنوعی: اعداد به یک شکل بودند، چه در حالت مخفی و چه در حالت آشکار. ما چشمانمان را باز کردیم و متوجه شدیم که بر این صفری که قبلاً وجود داشت، افزوده شده است.
هوش مصنوعی: از آنچه که به وجود آمدهاست، به نبودن و فنا میرسیم. در زمین زندگی ما، همه چیز هنوز در حال رشد و بارور شدن است و هیچ چیز بهطور کامل از بین نرفتهاست.
هوش مصنوعی: غارتگران زندگی و هستی، از فرصتهای نادر و واقعی که هرگز به دست نمیآوریم، بهره میبرند و از ما میگیرند.
هوش مصنوعی: از این ظاهر حبابی که به خاطر دو رنگیاش به وجود آمده است، پرسیدم که به کجا میتوانم این زیبایی را حفظ کنم؛ آینهای از خود نشان دادند.
هوش مصنوعی: به مانند شمعی که در اثر گرما و نورش باعث روشنی میشود، من نیز با هر نگاهی که میاندازم، گویی دنیایی از احساسات و ارتباطات را رقم میزنم. از حضور من، فضاهای تاریک و سرد دور میشوند و روشنی و گرما جایگزین آنها میگردند.
هوش مصنوعی: آرزوهای خاموش و نفسهایی که ساکتند، معانی عمیق و اسرار حقیقت را در پردهای به زبان آوردند که خودشان هم نتوانستند آن را بشنوند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسانی که بیتوجه و غافل هستند، به تماشای واقعیتهای زندگی نگاهی نمیکنند و در خواب و غفلت باقی میمانند. در حالی که بسیاری از آدمها چشمهایشان بر واقعیتهای زندگی بسته است و از آنچه در اطرافشان میگذرد، آگاهی ندارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پرسید مرا دوست که آن قوم که بودند
کز خلق جهان گوی حقیقت بربودند
گفتم: چه نشان پرسی زان قوم که ایشان
خود را بخود از روی نمودن ننمودند
بر حاشیه دعوی هرگز نگذشتند
[...]
آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
خود را به تو هر نوع که بودند نمودند
اهل نظر از آینهٔ وحدت از آن پیش
حیران تو بودند که موجود نبودند
تا چشم دل از غیر تماشای تو عشّاق
[...]
خود سنگدلی بین که به خونریز گشودند
صد دست و نسودند
بعد از تو ز حق تو رعایت ننمودند
مردان مرا طعمه شمشیر نمودند
اموال مرا دست به تاراج گشودند
معجر ز سر زینب و کلثوم ربودند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.