گنجور

 
مجیرالدین بیلقانی

خسروا! دور فلک سخره فرمان تو باد

طاق گردون گرهی از خم ایوان تو باد

آفتابی که جهان غرقه احسان وی است

جای آسایش او سایه احسان تو باد

جرم مه را که چو نعلی است در آتش هر مه

سرمه چشم ز گرد سم یکران تو باد

باد بد گوی تو حاشا چو گریبان بی سر

وز شرف هفت فلک گوی گریبان تو باد

قرص خورشید فراز فلک کاسه صفت

روز روزی خور و شب ریزه بر خوان تو باد

ای شده فتح سرافراز، ز پای علمت

دست بر سر عدو از تیغ سرافشان تو باد

قوت جان ملا اعلی چون مدحت تست

قوت فیض الهی مدد جان تو باد

تو محمد صفتی خاصه به احسان و کرم

هم مجیر از پی احسان تو حسان تو باد

چون نوای سخن اینجا به فرو داشت رسید

هر چه خواهی تو که آن تو بود آن تو باد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

تا جهان باشد جبار نگهبان تو باد

بخت مطواع تو و چرخ به فرمان تو باد

برکت عمر تو و مال تو و جان تو باد

امر امر تو و سلطان همه سلطان تو باد

خواجوی کرمانی

ای شه ملک ستان ملک جهان زان تو باد

قصر نه پنجره یک غرفه ز ایوان تو باد

شیر این بیشه کش از چشمه ی مهر آب خورست

صید کمتر سگ صید افکن دربان تو باد

چو برین درکشی آن توسن روئین سم را

[...]

عبید زاکانی

تا زمین است زمان تابع فرمان تو باد

گوی گردان فلک در خم چوگان تو باد

والی کشور هفتم که زحل دارد نام

کمترین هندوی چوبک زن ایوان تو باد

شیر گردون که بدو بازوی خورشید قویست

[...]

حافظ

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو شد

ساحت کون ومکان عرصهٔ میدان تو باد

زلف خاتون ظفر شیفتهٔ پرچم توست

دیدهٔ فتح ابد عاشق جولان تو باد

ای که انشاء عطارد صفت شوکت توست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حافظ
فیض کاشانی

شاه دین گوی فلک در خم چوگان تو باد

ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد

زلف هندوی هنر شیفته پرچم تست

دیده فتح و ظفر عاشق جولان تو باد

ای که انشای عطارد صفت شوکت تست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه