بزرگ جهان خواجه شاه قدر
که بر عالم مکرمت پادشاست
وزیری که خورشید بر اوج خویش
بر او کم از دانه آسیاست
قوام کرم فخر دین کز کفش
طمع را همه کار کژ گشت راست
تماشاگه همت عالیش
از آن سوی دروازه کبرییاست
زمین تا بدین گونه بر هم نشست
چنویی ز پشت زمین بر نخاست
چه فتوی کند در حق بنده ای
که در شیوه بندگی بی ریاست
که او را ز ناگه به هنگام کوچ
غلامی در افزود و اسبی بکاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک حاکم و وزیر بزرگ میپردازد که قدرت و بزرگی او در عالم شناخته شده است. شاعر به مقام والای این وزیر اشاره میکند و او را به عنوان کسی معرفی میکند که حتی در برابر خورشید نیز کم نمیآورد. وزیر مورد نظر به شیوهای شگفتانگیز میتواند اوضاع نامناسب را به نفع خود تغییر دهد و بر دیگران تاثیر بگذارد. در ادامه، شاعر به چگونگی تجمع زمین و عوالم اشاره میکند و در نهایت به مساله بندگی و ریاست میپردازد و از تضاد بین مقام و بندگی سخن میگوید. او در پایان به ماجرای یک غلام و اسب اشاره میکند که نمایانگر تحولات ناگهانی در زندگی افراد است.
هوش مصنوعی: ای بزرگ جهان، صاحب مقام و منزلت، تو همان پادشاهی هستی که در سراسر عالم به نیکی و بزرگواری شناخته شدهای.
هوش مصنوعی: وزیری که در اوج قدرت خود قرار دارد، به اندازه یک دانه آرد هم برایش اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: شخصی به نام قوام کرم، که افتخار دین را به دوش میکشد، به خاطر اینکه از طمع دست کشیده، همه امور نادرست را به طرز درست تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی: محل مشاهده و خلاقیت بزرگ او از آن طرف دروازه عظمت است.
هوش مصنوعی: زمین تا به این حال بر هم ریخته است، اما هیچ نشانهای از موجودی بزرگ و قوی در پشت آن دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: چه حکم و نظری میتواند در مورد کسی بدهد که در بندگی خود هیچگونه جبر و ریاستی ندارد؟
هوش مصنوعی: در یک لحظه، زمانی که او در حال حرکت بود، یک غلام به او اضافه شد و همچنین اسبش را کاهش داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
هنوز آلت عقد ناکرده راست
که از هر سویی غلغل و نعره خاست
بلی، بیگمان این جهان چون گیاست
جز این مردمان را گمانی خطاست
ازیرا که همچون گیا در جهان
رونده است همواره بیشی و کاست
اگر هرچه بفزاید و کم شود
[...]
نه جایی تهی گفتن از وی رواست
نه دیدار کردن توان کاو کجاست
بهنام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.