عقل من در عشق خواری می کشد
صبر باری بی قراری می کشد
هر شبی بر اشگ چشمم تا به روز
دست هجرانت سماری می کشد
روز روشن کار دل آسانترست
رنج تو شبهای تاری می کشد
پای تو عالم ندارد تا ترا
سر سوی زنهار خواری می کشد
آنکه تا او بود غمخوار تو بود
از غمت یارب چه خواری می کشد
گفتمت یک بوسه گفتی جان بده
دلبرا کیکت عماری می کشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عشق و فراق است. شاعر احساس ناامیدی و بیقراری خود را از جدایی معشوق توصیف میکند و میگوید که عقل او در عشق تحت فشار است. هر شب از اشکهایش به صبح میرسد و فقدان محبوب، او را رنج میدهد. همچنین، شاعر اشاره میکند که در روزهای روشن، تحمل این درد آسانتر است، اما شبهای تاریکی که به یاد محبوب میگذرد، سختتر است. او از خیالی میگوید که گویی ایستاده نمیماند و به سمت عشق متمایل میشود و در نهایت، به رابطه عاشقانهای اشاره میکند که با یک بوسه میتواند تمام غمها را به فراموشی بسپارد.
هوش مصنوعی: هدیه عقل من در عشق، ضعف و ناتوانی است و صبر من در برابر این عشق، سختی و بیقراری را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح، اشک چشمانم به واسطه دوریات پریشان میشود و صبح که میشود، این غم همچنان با من است.
هوش مصنوعی: در روزهای روشنی، انجام کارهای دل آسانتر است، اما در شبهای تاریک، رنج و سختی بیشتر احساس میشود.
هوش مصنوعی: پای تو هیچ حدود و مرزی ندارد و به همین خاطر، سر من در راه احترام و احتیاط به سمت تو کشیده میشود.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه از غم تو مراقبت میکرد و به فکر تو بود، حالا با غمت چه رنجی را میبرد.
هوش مصنوعی: گفتم یک بوسه به من بده، اما تو گفتی جانم را بده! ای عشق، کسی که به من محبت میکند، مانند عماری است که تنها توجهش را میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.