با غمت دل زحمت جان بر نتافت
جان که زلفت دید ایمان بر نتافت
عقل با درد تو از درمان گریخت
بوالعجب دردا که درمان بر نتافت
تیر مژگانت ز باریکی که بود
چند کردم جهد، پیکان بر نتافت
دل ز عشق و عشوه گرمت بسوخت
حجره ای رخت دو سلطان بر نتافت
دیده چون از خون دل پر شد بریخت
تنگ جایی بود طوفان بر نتافت
هر چه می خواهی بکن کز آسمان
هیچ نامد بر زمین کان بر نتافت
دفتر از دل ساخت در عشقت مجیر
کانچه جورت کرد دیوان بر نتافت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف درد و رنج عشق میپردازد. شاعر از احساساتی چون غم و سوختن دل به خاطر عشق میگوید. او اشاره میکند که عقل و درمان از دردهای عشق فرار میکنند و حتی تلاشهایش برای مقاومت در برابر تیرهای محبت بینتیجه مانده است. دل و دیدهاش به خاطر عشق و زیبایی محبوبش پر از درد و خون شده و هیچ قدرتی نمیتواند بر این عشق غلبه کند. در نهایت، او بیان میکند که تمامی احساسات و تجربیاتش در دفتر دلش ثبت شده و هیچ چیزی نمیتواند بر شدت این عشق تاثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم تو، از جان خسته شده و نمیتواند بیشتر تاب بیاورد. جان من، با دیدن موهای تو، ایمانش را از دست داده است.
هوش مصنوعی: عقل از درمان درد تو فرار کرد، چه عجب، دردی که خود درمانش را تحمل نمیکند.
هوش مصنوعی: من تلاش کردم تا پیکان تیر مژگانت را با باریکیاش از بین ببرم، اما نتوانستم.
هوش مصنوعی: دل من از عشق و ناز و کرشمهٔ تو به آتش افتاد و ویران شد، اما عشق تو اجازه نداد که به دیگری توجه کنم.
هوش مصنوعی: چشم زمانی که از غم و درد پر شد، اشک میریزد و در آنجا تنگنا و فشردگی وجود دارد که طوفانی را نمیتواند تحمل کند.
هوش مصنوعی: هر کاری که میخواهی انجام بده، زیرا از آسمان چیزی به زمین نمیآید که برای تو مناسب باشد.
هوش مصنوعی: در دل من با عشق تو، دفتری نوشته شده است، و آنچه که در آن به تصویر کشیدهای، من هیچگاه نمیتوانم از آن چشمپوشی کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.