|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و رازهای آن میپردازد. شاعر به معشوقه میگوید که اگر در عشق خود دلی شاد و با شهامت داشته باشد، به عتاب و سرزنشهای دوستانه توجه نکند. او تأکید میکند که هیچکس نمیتواند بهطور دقیق بفهمد که در دل عاشقان چه میگذرد و هر سرزنشی ممکن است از محبت ناشی شود. در پایان، شاعر توصیه میکند که در مسیر عشق، با چشم باز و آگاه به نور حق و حقیقت نگاه کنیم.
هوش مصنوعی: هرگز مرا نخواهی دید، اگر گردنت را کج کنی. اگر میخواهی مرا ببینی، باید با شتاب و بیدرنگ اقدام کنی.
هوش مصنوعی: دوست تو نسبت به تو محبت و دوستی دارد، بنابراین نگران نباش که ممکن است از او ناراحتی به تو برسد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که راز محبوبان چیست، ولی اگر به رازها آگاه شدی، از گردنکشی و خودپسندی دوری کن.
هوش مصنوعی: به عشق و محبت معشوقان نگاه کن، زیرا گاهی در دل دوستان نیز نکتههای تند و لطیفی نهفته است که باید به آن توجه کرد.
هوش مصنوعی: دوست در مسیر عشق، با چشم باز به جلو نگاه کن و نور حضور حقیقت را مشاهده کن، مانند تابش آفتاب.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این جهان خواب است، خواب، ای پور باب
شاد چون باشی بدین آشفته خواب؟
روشنییْ چشم مرا خوش خوش ببرد
روشنیش، ای روشنائییْ چشم باب
تاب و نور از روی من میبرد ماه
[...]
آفتاب از روی تو بر دست تاب
خود ازین رویست فخر آفتاب
در سحاب از جود تو آمد اثر
زان بود خیرات عالم در سحاب
زور و تاب خسروان سهم تو بود
[...]
من عجب دارم همی از شاعران
تا چرا گویند راد است آفتاب
گرد صحرا سال و مه گردد همی
تا کجا در یابد او یک قطره آب
برخورد آن آب و آنگه میدهد
[...]
کافران را داده مهلت در عقاب
نا فرستاده به عهد او عذاب
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
پوستیام دور مانده من ز گوشت
چون ننالم در فراق و در عذاب
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.