گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

بکرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب

سرت گردم‌نجاتم ده ز دست روزگار امشب

بر یاران ترش‌روی آمدم زبن تلخکامی‌ها

ز مستی خندهٔ شیربن به روبم برگمار امشب

ز سوز تب نمی‌نالم طبیبا دردسرکم کن

مرا بگذار با اندیشهٔ یار و دیار امشب

هزاران زخم کاری دارم اندر دل ولی هر دم

ز یک زخم جگر ترساندم بیماردار امشب

گرم خون‌از جگر بیرون زند نبود عجب زبرا

که ‌از خون ‌لب‌ به‌ لب گشته ‌است‌ این‌قلب‌ فگار امشب

فنای سینه‌ر‌بشان گرمی ناب است ای ساقی

بده جامی و برهانم ز رنج انتظار امشب

شب‌هجرانم‌از جان‌سیرکرد آن‌زلف‌پرخم کو

که در دامانش آویزم به قصد انتحار امشب

مده‌داروی‌خواب‌ای‌غافل‌از شب‌زنده‌داری‌ها

خوشم با آه آتشناک و چشم اشگبار امشب

اگر نالد «‌بهار» از زخم دل نالد، نه زخم سل

پرستاران ‌چه ‌می‌خواهید ازین ‌بیمار زار امشب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آزادالی نوشته:

این غزل را بهار بربستر بیماری سل در یکی از بیمارستانهای سوئیس سروده و گویا آخرین اثر اوست .

سیدمحمد امیرمیران نوشته:

البته میدانم که تمام خواندگان این شعر معترفند که به هیچ عنوانی نمی توان این شعر زیبای استاد بهار را نقد کرد ، چون استاد با یک تیر شاید سه ال چهار حدف را زندند ۱ - در بیت هفتم بسیار زیبا از عشق میگوید
۲ - در بیت چهارم عشق و علاقه خود را به وطن بسیار زیبا بیان میکند
۳ - دربیت آخر از تلاش و کوشش پرستاران حرف می زند
بسیاز زیبا و عالیست

جواد نوشته:

در مصاحبه ای که خانم پروانه بهار (دختر ملک الشعرا بهار) با بهرام مشیری در تاریخ ۳۰ اکتبر ۲۰۱۵ انجام دادند شرح این ماجرا را به این صورت گزارش دادند.
که در بیمارستان یک شب برای خوشحالی پدر یک بطزی کنیاک فرانسوی تهیه کرده و برای این بزرگوار می برد. و ایشان بسیار خوشحال می شوند. و فردای آن روز این غزل را برای پروانه می خواند. پس مراد از جوهر سیال همان کنیاک فزانسوی می باشد.

خسرو(آئینه) نوشته:

در دبرنامه مصاحبه آقای مهندس مشیری با خانم پروانه بهار دختر استاد بهار شنیدم که ایشان فرمودند شبی که یک بطری کنیاک به بالین پدر در بیمارستان بردم ایشان بسیار خوشحال شدند و همان شب این غزل زیبا را سرودند و (بگرد ای جوهر سیال) اشاره ایشان به همان کنیاکی بود که برایشان برده بودم. گفتند ملک الشعرا بهار خیلی به نوشیدن مشروبات الکلی علاقمند بودند و صد البته که ایشان همیشه حد تعادل را رعایت میفرمودند. روحشان شاد باشد هر چند که دوران زندگی کوتاه خود را همیشه در رنج و تالم و ناکامیهای پی در پی بسر بردند

بی سواد نوشته:

جناب خسرو، ممکن است بفرماہیید این جنان مشیری
که باشند؟؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام