دلم، از بیکسی مینالد و، کس نیست دمسازش؛
چو مرغی کو جدا افتاده باشد از همآوازش!
همانا، نامهٔ قتل مرا آورده از کویی
که خون میریزد از بال کبوتر وقت پروازش
بر آن در شب ز غوغای سگان بودم به این خوشدل
که در بزمش چو غیری خنده زد نشنیدم آوازش
به ظاهر از لبش خوردم فریب خنده، زین غافل
که پنهان خون مردم میخورد چشم فسونسازش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس تنهایی و بیکسی خود مینالد، و آن را به مرغی تشبیه میکند که از همآواز خود جدا شده است. او به یاد نامهای میافتد که خبر از کشته شدنش را به او میدهد، و این خبر ناشی از خشونتهایی است که بر او گذشته. در بزم و میهمانیها، او به خاطر صدای گویا و خندههای ظاهری دیگران، نتوانسته صدای درد و غم خود را بشنود. در نهایت، فریب لبخندهای زیبا را میخورد، در حالی که حقیقتی تلخ و خونین در پس آن نهفته است.
هوش مصنوعی: دل من از تنهایی و بیکسی رنج میبرد و کسی نیست که با او همدردی کند؛ مثل پرندهای که از همصدایش جدا مانده باشد.
هوش مصنوعی: به وضوح، نامهای به من رسیده که خبر از مرگم میدهد، از جایی که در زمان پرواز کبوتر، خون ریخته میشود.
هوش مصنوعی: در آن شب که سر و صدا و سر و صدای سگان وجود داشت، من با دلی شاد در آن مجلس نشسته بودم و آنقدر غرق شادی و خوشی بودم که اصلاً صدای او را نشنیدم، حتی وقتی که در جمع دیگران خندید.
هوش مصنوعی: خندهاش به نظر شیرین و فریبنده میآید، اما در واقع چشمانش با زیباییاش مردم را به زحمت میاندازد و آنها را متأثر میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو سه ترجیع جمع آمد، که جان بشکفت از آغازش
ولی ترسم که بگریزد، سبکتر بندها سازش
شکارانداز صیادی که من هستم نظر بازش
ز گیرایی نریزد خون صید از چنگل بازش
به صد بی تابی یوسف ز خلوت می دود بیرون
اگر در خانه آیینه گردد عکس دمسازش
ز راه آب چون دزدان رودسرو چمن بیرون
[...]
خداوندا مکن کس را شهید خنجر نازش
مگردان جز دل من مرغ دیگر صید شهبازش
الهی طاقت بیداد رشکم نیست ننمایی
بجز اندیشه قتلم کسی را محرم رازش
دلم در دام صیاد است یارب آرزو دارم
[...]
به حرف آید گر او با من دهم جان را به آوازش
ز دستم ور کشد دامن بگیرم آستین بازش
کندگر پست چون خاکم نشینم باز در راهش
فزون شد گر بکم جانم فزون از جان خرم نازش
بود دل بهر آن در برکه باشد دست پروردش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.