گنجور

 
آذر بیگدلی

ماه، بر روی چو ماهش نگرید

فتنه در چشم سیاهش نگرید

گرد عارض، خط شیرین بینید؛

کنج لب، خال سیاهش نگرید

میرود، وز پی او دلشدگان

شاه بینید و سپاهش نگرید!

بی گنه کشته شد آذر یاران

بی گناه است، گناهش نگرید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
محتشم کاشانی

روی ناشسته چو ماهش نگرید

چشم بی‌سرمهٔ سیاهش نگرید

بر سر سرو ملایم حرکات

جنبش پر کلاهش نگرید

نگهش با من و رویش با غیر

[...]

طبیب اصفهانی

بمن از ناز نگاهش نگرید

نگه گاه بگاهش نگرید

رخ او چون گل وخطش چو گیاه

گل این باغ و گیاهش نگرید

لشگر انگیخته عشقم از اشگ

[...]

آشفتهٔ شیرازی

ماه در زلف سیاهش نگرید

در شب تیره بماهش نگرید

کعبه حاجی بشناسد زحجر

زیر مو خال سیاهش نگرید

زد علم خطت و حسنت بگریخت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه