|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از جدایی و عشق سخن میگوید. او نشان میدهد که برای رسیدن به معشوق از هر کسی درخواست و تمنا دارد. اگر بتواند یک بار معشوق را ببیند، همه چیز ارزشمند است. در نهایت، او به احساسات عمیق خود اشاره میکند و میگوید که گرچه ممکن است در این راه آسیب ببیند، اما دلش همچنان به دست معشوق وابسته است.
هوش مصنوعی: تا کی از هر کس بخواهم که به تو وصل شوم؟ اگر تو خواهان منی، خودت باید من را جستجو کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که دست تو بر دل من است، مانند آتشی است که میتواند بسوزاند. حتی اگر دستت آسیب ببیند، باز هم این آتش وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون کرد شراب شرک و غفلت مستت
عالم عالم، غرور در پیوستت
چندان که مپرس سرفرازی هستت
تاتن بنیوفتی که گیرد دستت
مست است دو چشم از دو چشم مستت
دریاب که از دست شدم در دستت
تو هم به موافقت سری در جنبان
گر زانکه سر عاشق هستی هستت
در عهد صبی کرد جهالت پستت
ایام شباب کرد غفلت مستت
چون پیر شدی رفت نشاط از دستت
کی صید کند مرغ سعادت شستت
چون شد دل و جانم از نگاهی مستت
دل شد که چو دست بند بوسد دستت
جان نیز بهم چشمی دل شد خلخال
وز چشم برون آمده شد پابستت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.