گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عطار

تا کی طلبم ز هر کسی پیوستت

یک ره تو طلب اگروفائی هستت

چون بر دل همچوآتشم دست تراست

دستی برنه گر چه بسوزد دستت

مولانا

مست است دو چشم از دو چشم مستت

دریاب که از دست شدم در دستت

تو هم به موافقت سری در جنبان

گر زانکه سر عاشق هستی هستت

فیض کاشانی

در عهد صبی کرد جهالت پستت

ایام شباب کرد غفلت مستت

چون پیر شدی رفت نشاط از دستت

کی صید کند مرغ سعادت شستت

ادیب الممالک

چون شد دل و جانم از نگاهی مستت

دل شد که چو دست بند بوسد دستت

جان نیز بهم چشمی دل شد خلخال

وز چشم برون آمده شد پابستت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ادیب الممالک
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه